دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٠ - ٤/ ٢١ حاج شيخ عبد الكريم حائرى
دو باره و سهباره با عبارتهاى ديگر تكرار كردم، باز سكوت كرد.
بار چهارم يا پنجم بود كه گفت: اذيّتم نكن، حسينعلى! گفتم: قصد من اين بود كه چيزى فهميده باشم. گفت: من نمىتوانم به تو بفهمانم، خودت برو بفهم.[١]
٤/ ٢١: حاج شيخ عبد الكريم حائرى
٨٩٣. آية اللَّه سيّد محمّدرضا گلپايگانى[٢] در سال ١٣٩٧ ق نقل فرمودند كه: مرحوم آقاى حاج شيخ عبد الكريم [حائرى] ابتدا در اراك، حوزه تأسيس كردند و بعد به قصد زيارت، سفرى به قم نمودند. در همان سفر بنا شد كه در قم بمانند. همان وقت، نامهاى به من مرقوم فرمودند كه هنوز هم موجود است و در آن نامه، نوشته بودند: اگر مايليد، به قم بياييد كه نان جُوى پيدا مىشود و با هم مىخوريم.
من در پى نامه ايشان حركت كردم و به قم آمدم. چندى گذشت و ماه مبارك رمضان فرا رسيد. وضع مادّى روحانيت و حوزه، بسيار بد بود؛ زيرا وجوه شرعى به قم نمىآمد. سيّدى از اهل علم براى تبليغ رفته بود و خانوادهاش دچار تنگدستى شده بودند. شخصى نزد من آمد و درخواست كرد كه از آقاى حاج شيخ عبد الكريم استدعا كنم كه شهريّه آن سيّد را بدهند.
من جريان را به آقاى حاج شيخ محمّدتقى بافقى- كه مقسّم شهريّه بودند- گفتم.
ايشان گفتند: وجه كمى در دست است. اگر بخواهيم آن را تقسيم كنيم، نصيب و بهره هر يك از آقايان، چيز كمى مثلًا دو قِران خواهد شد.
[١]. فضيلتهاى فراموش شده: ص ١٤٩.
[٢]. آية اللَّه سيّد محمّدرضا گلپايگانى، زاده ١٣١٦ ق در گلپايگان، از مراجع تقليد شيعيان در دوران معاصر بود. وى از شاگردان آية اللَّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى بود و از آية اللَّه بروجردى، اجازه اجتهاد و از مرحوم شيخ عبّاس محدّث قمى و آقا شيخ محمّدرضا اصفهانى، اجازه نقل روايت داشت. وى در ٩٦ سالگى در سال ١٣٧٢ ش( ١٤١٤ ق) نداى حق را لبّيك گفت.