دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١ - ٢/ ٢ هلاكت تندروان
فرمود: «عجله كنندگان. هان كه حاكمان ستمگر، جز با كسى كه به آنان تعرّض كند، كارى ندارند!» و سپس فرمود: «اى ابو مُرهف! به هوش باشيد كه آنان هر گاه بخواهند فشارى به شما بياورند، خداى عز و جل آنها را درگير چيزى مىكند [كه شما را از ياد مىبرند]».
امام باقر عليه السلام سپس نگاهش را به زمين دوخت و پس از آن فرمود: «اى ابو مُرهف!».
گفتم: بله، بله!
فرمود: «آيا چنين مىبينى كه خداوندِ والاياد، براى كسانى كه خود را وقف او كردهاند، گشايشى نمىنهد؟! به خدا سوگند، براى آنان فَرَج (گشايش) قرار مىدهد».[١]
٩٦١. الكافى- با سندش به نقل از عنتره-: بارها شنيدم كه امير مؤمنان عليه السلام در حالى كه انگشتان خود را در هم فرو كرده بود، مىفرمود: «باز شو، بسته شو؛ و بسته شو، باز شو».[٢]
سپس فرمود: «تندروان، هلاك شدند؛ ولى نزديك كنندگان، نجات يافتند و سنگريزه بر ميخهايشان استوار ماند.[٣] به خداوند، صادقانه سوگند ياد مىكنم كه پس از اندوه، فتحى شگفت خواهد بود».[٤]
٩٦٢. الغيبة، نعمانى- با سندش به نقل از ابو مُرهِف-: امام صادق عليه السلام فرمود: «تندروان، هلاك شدند». گفتم: تندروان كيان اند؟
فرمود: «عجله كنندگان؛ ولى نزديك كنندگان نجات يافتند و قلعه بر ستونهايش استوار شده است. خانهنشين [و از فتنهها به كنار] باشيد كه غبار بر سر همان كس مىنشيند كه آن را برانگيخته است و هر گاه آنان بخواهند بر شما مصيبت [و فشارى] وارد كنند، خداوند، گرفتارشان مىكند، جز آن كه كسى خود متعرّض آنان شود».[٥]
[١]. الكافى: ج ٨ ص ٢٧٣ ح ٤١١.
[٢]. مقصود از اين جمله مىتواند اشاره به پيوستگى و پشت سر هم در آمدن سختى و گشايش در كارها باشد و گونهاى دلدارى و فرا خواندن به شكيبايى است.( م)
[٣]. در دو حديث بعدى، به جاى« سنگريزه»،« قلعه» آمده است كه شايد هر دو گونه عبارت، ناظر به استقراربرخى حكومتها در روزگار غيبت باشد و محتمل است كه در توصيف شكيبايى و مقاومت نزديك كنندگان فَرَج باشد؛ يعنى كسانى كه عجله نمىكنند، امّا آن را نزديك مىخوانند.( م)
[٤]. الكافى: ج ٨ ص ٢٩٤ ح ٤٥٠.
[٥]. الغيبة، نعمانى: ص ١٩٦ ح ٥، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ١٣٨ ح ٤٣.