دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٤ - ٣/ ١٦ مردى صالح به گفته قطب راوندى
نماز خواند و آن را طول داد و سپس دستانش را بالا برد و دعايى خواند كه متنش مىآيد. سپس به سوى مركبش رفت و سوارش شد [كه برود].
[محمّد] ابن جعفر دهّان به من گفت: آيا بر نمىخيزى به سوى او برويم تا بپرسيم كه كيست؟
به سوى او رفتيم و به او گفتيم: تو را به خدا سوگندت مىدهيم كه تو كيستى؟
فرمود: «شما را به خدا سوگند مىدهم كه مرا چه كسى مىپنداريد؟!».
ابن جعفر دهّان گفت: ما گمان مىكنيم تو خضر هستى.
فرمود: «و تو گمان مىكنى كيستم؟».
گفتم: من هم همان گمان را دارم.
فرمود: «به خدا سوگند، من كسى هستم كه خضر، نيازمند زيارتش است! باز گرديد كه من امام زمان شما هستم» و اين متن دعاى ايشان است: «اى خدا، اى دارنده نعمتهاى فراوان! ...».[١]
٣/ ١٦: مردى صالح به گفته قطب راوندى
٨٢٨. قطب الدين راوندى مىگويد: از يكى از صلحا روايت شده كه گفته است: برخى وقتها، برخاستن براى نماز شب براى من دشوار مىشد و اين، مرا غمگين مىكرد. امام زمان عليه السلام را در عالم رؤيا ديدم كه به من فرمود: «آب كاسنى بنوش؛ كه خداوند، برخاستن را بر تو آسان مىكند». من از آن فراوان نوشيدم و خداوند، آن را بر من آسان نمود.[٢]
[١]. الإقبال: ج ٣ ص ٢١١، بحار الأنوار: ج ٩٥ ص ٣٩١. براى ديدن ادامه حديث، ر. ك: همين دانشنامه: ج ٦ ص ٣١١ ح ١١٠٢.
[٢]. الدعوات: ص ١٥٦ ح ٤٢٤، بحار الأنوار: ج ٦٦ ص ٢١٠ ح ٢٨، نجم الثاقب: ص ٣٥٩ حكايت ٤٠.