دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣ - ٢/ ٢٦ و اين افراد
و از اهل رى: بسّامى[١] و ابو على اسدى[٢] (روايتگر اين نقل براى شيخ صدوق)، و از اهل آذربايجان: قاسم بن علاء،[٣] و از اهل نيشابور: محمّد بن شاذان،[٤] و بغداديانِ غير وكيل: ابو القاسم بن ابى حليس،[٥] ابو عبد اللَّه كندى،[٦] ابو عبد اللَّه جنيدى،[٧]
هارون قزّاز،[٨] نيلى، ابو القاسم بن دبيس،[٩] ابو عبد اللَّه بن فرّوخ، مسرور طبّاخ
[١]. در برخى نقلها شامى و سايى آمده است. نام وى در كتابهاى رجالشناسى، ذكر نشده است( ر. ك: ح ٨١٢).
[٢]. ظاهراً ابو على اسدى، فرزند محمّد بن جعفر اسدى است كه راوى اين نقل است( ر. ك: پانوشت ٢، أعيان الشيعة: ج ٢ ص ٣٨٤ ش ٢٤٩٤).
[٣]. ر. ك: ج ٤ ص ١٥٤ پانوشت ح ٦٦٧.
[٤]. ر. ك: ج ٤ ص ٣٤٢ پانوشت ح ٧١١.
[٥]. در برخى نقلها« حابس» آمده است( كشف الغمّه). نيز، ر. ك: همين دانشنامه: ج ٤ ص ٣٣٦ پانوشتح ٧٠٤.
[٦]. ابو عبد اللَّه كندى، ظاهراً يحيى بن زكريّا بن شيبان بغدادى علاف است. نجاشى در توصيف وى گفته است: شيخ ثقه صدوق- كه مذمّتى بر وى وارد نشده است- ... كتابهايى دارد، از جمله الفضائل. از طريق نجاشى، و نيز طريق شيخ در الفهرست به دست مىآيد كه طبقه وى با ادّعاى ديدارش از امام زمان عليه السلام قابل تطبيق است، همان گونه كه اين ادّعاى وى را روايتى كه در باره غيبت امام عليه السلام در كتاب الغيبةى نعمانى روايت كرده، تأييد مىكند. او با ابو عبد اللَّه كندى معروف به« شاه رييس» كه كشّى او را در زمره غاليان ملعون شمرده، متفاوت است( ر. ك: رجال النجاشى: ج ٢ ص ٤١٣ ش ١١٩١، الفهرست: ص ٣٥ ش ٤ و ص ٥٤ ش ٥٣، الغيبة، نعمانى: ص ٦٦ ح ٦ و ص ١٢٩ ح ٤ و ص ١٣٥ ح ١٩ وص ١٧٨ ح ٢٣ و ص ١٩٧ ح ٦، رجال الكشّى: ج ٢ ص ٨٠٦ ش ١٠٠٢).
[٧]. از وى تنها همين روايت نقل شده است. شيخ صدوق، حديثى در باب توقيعات به سندش نقل مىكند و در آن جا ابو عبد اللَّه بن جنيد و در برخى نقلها عبد اللَّه بن جنيد آمده است كه امام عصر عليه السلام، غلامى را نزد وى در واسط فرستاد كه بفروشد ...( ر. ك: كمال الدين: ص ٤٤٢ و ص ٤٨٦ ح ٧، الإمامة و المنتظر: ص ١٤١ ح ١٦٣). گفته شده است كه وى ابو عبد اللَّه احمد بن جنيد است كه در بارهاش آمده است:« إمامى حسن، و خرج إليه توقيعه»( ر. ك: مستدركات علم رجال الحديث: ج ١ ص ٢٧٣ ش ٧٩٠، قاموس الرجال: ج ١١ ص ٤٠٣).
[٨]. نام وى در كتابهاى رجالشناسى، ذكر نشده است. در قاموس الرجال( ج ١٠ ص ٤٧٦ ش ٨١٤٤)،« فراء» آمده و در مستدركات علم رجال الحديث( ج ٨ ص ١٢٤ ش ١٥٨٠٢) احتمال داده كه وى همان« هارون بن عمران همدانى» باشد.
[٩]. نام پدر وى مختلف آمده است: دبيس، رميس، دبيش و رئيس. شيخ صدوق در باب توقيعات، خبر ى را نقل مىكند و از ابو رميس نام مىبرد كه احتمالًا همين شخص است( ر. ك: ج ٤ ص ٣٣٦ پانوشت ح ٧٠٤، كشف الغمّة: ج ص ٣٢٢).