دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١ - ٢/ ١٥ عثمان بن سعيد
اطمينان قلب مىپرسم»[١] [براى اطمينان خاطرم] است. آيا صاحب الأمر را ديدهاى؟
احمد بن اسحاق به من گفت: «آرى و گردنش مانند اين است» و با هر دو دستش به گردنش اشاره كرد.
گفتم: نامش چيست؟ گفت: مبادا كه از اين جستجو كنى، كه نزد اين گروه (حاكم و ستمكار) چنين است كه اين نسل [امامان عليهم السلام] منقطع شده است.[٢]
٧٩٥. عبد اللَّه بن جعفر در نقلى ديگر حكايت نموده است كه: در يكى از سالهاى پس از درگذشت امام عسكرى عليه السلام حج گزارديم و در مدينة السلام (بغداد) بر احمد بن اسحاق [اشعرى] وارد شدم و ابو عمرو [عثمان بن سعيد، نايب اوّل امام زمان عليه السلام] را نزد او ديدم و به احمد بن اسحاق اشاره كردم و گفتم: «اين پير بزرگوار كه نزد ما مورد اعتماد و رضايت است، در باره تو فلان چيز و فلان چيز را گفته است» و آنچه را گفته بود، برايش گفتم؛ يعنى آنچه از فضيلت ابو عمرو و جايگاهش براى ما گفته بود، و گفتم: تو اكنون از كسانى هستى كه در سخن و راستگويىاش ترديدى نيست.
پس به حقّ خداوند و به حقّ دو امامى كه تو را مورد اعتماد دانستهاند، آيا فرزند امام عسكرى عليه السلام را- كه صاحب الزمان عليه السلام است- ديدهاى؟
او گريست و سپس گفت: به شرط آن كه تا زندهام، به كسى نگويى! گفتم: باشد.
گفت: او را ديدم كه گردنش اين قدر بود و مىخواست نشان دهد كه گردن سالم، قوى، كامل و زيبايى دارد. گفتم: نام او؟ گفت: از اين نهى شدهايد.[٣]
٧٩٦. حمدان قلانسى[٤] مىگويد كه: به عَمرى گفتم: امام عسكرى عليه السلام در گذشت. او گفت: در
[١]. بقره: آيه ٢٦٠.
[٢]. كمال الدين: ص ٤٤١ ح ١٤، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٣ ح ٧.
[٣]. الغيبة، طوسى: ص ٣٥٥ ح ٣١٦، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٤٥ ح ١١.
[٤]. حمدان نَهْدى محمّد بن احمد بن خاقان ابو جعفر قلانسى، نجاشى، وى را مذمّت نموده؛ ولى عيّاشى، وى راتوثيق نموده است( رجال النجاشى: ج ٢ ص ٢٣١ ش ٩١٥، رجال الكشّى: ج ٢ ص ٨١٢، مرآة العقول: ج ٤ ص ٢، مستدركات علم رجال الحديث: ج ٦ ص ٤١٣ ش ١٢٤٧٦، معجم رجال الحديث: ج ١٥ ص ٣٤٤ ش ١٠١١٩).