دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٥ - ٣/ ٤ محمد بن على علوى
كرد كه ترسيدم.
من گفتم: لا إله إلّااللَّه! گواهى مىدهم كه آنها بر حق و نهايت حق هستند. ديشب مولايمان را در بيدارى ديدم و به من اين گونه فرمود، و آنچه را در مزار شريف ديده بودم، شرح دادم. از آن، شگفتزده شد و كارهاى بزرگ و نيكويى در اين باره از او صادر شد. به بركت مولايمان صاحب الزمان كه درودهاى خدا بر او باد، از او به [امكانات و] جايى رسيدم كه گمان نمىبردم.[١]
٣/ ٤: محمّد بن على علوى
٨١٦. سيّد على بن ابن طاووس، دعاى علوى مصرى را در كتابى كهن- كه نويسندهاش نام خود را حسين بن على بن هند، ذكر و تاريخ نگارش آن را شوّال سال ٣٩٦ ق ثبت كرده- يافته است. او متن و سند دعا را ذكر مىكند و مىگويد: اين دعا را سيّد و سَرورمان، مولايى كه آرزومند او هستيم- كه درودهاى خدا بر او باد-، به مردى مظلوم از شيعيان و اهلش در عالم رؤيا آموخته و خداوند، گره از كارش گشوده و دشمنش را كشته است.
در آن كتاب آمده است: ابو على احمد علوى عُرَيضى، در حرّان برايم به نقل از محمّد بن علوى (ساكن مصر) گفت: از سخنچينىِ كسى نزد احمد بن طولون، بيم فراوانى از حاكم مصر داشتم و بر جان خود مىترسيدم. به قصد به جاى آوردن حج، بيرون آمدم و از حجاز به عراق رفتم و به مزار امام حسين عليه السلام پناه بردم و پانزده روز در آن جا به دعا و گريه و زارى پرداختم، كه ميان خواب و بيدارى، به ديدار امام زمان عليه السلام تشرّف يافتم و به من فرمود: «حسين به تو مىفرمايد: اى فرزند عزيزم! از
[١]. دلائل الإمامة: ص ٥٥١ ح ٥٢٥، فرج المهموم: ص ٢٤٥( با عبارت مشابه)، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٠٤ و ج ٩٥ ص ٢٠٠ ح ٣٣.