دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٤ - ٣/ ٢٥ شهيد ثانى
مىگويد: اين از صِفّين است. به او گفته مىشود: صفّين، ماجرايى كهن [در قرن اوّل هجرى] است و اكنون ما در قرن هشتم هستيم؟! او پاسخ مىدهد: من مسافر مصر بودم كه مردى از غزّه همراهم شد. در ميان راه، واقعه صفّين را ياد كرديم. او گفت:
اگر در روزگار صفّين بودم، شمشيرم را از على و يارانش سيراب مىكردم. به او گفتم: من نيز از معاويه و يارانش! و بر سر اين، درگير شديم و من جز اين نفهميدم كه از زخم افتادم، تا اين كه احساس كردم انسانى با سرنيزهاش مرا بيدار مىكند.
چشمانم را گشودم. بر من فرود آمد و جاى ضربه را دست كشيد و خوب شدم.
فرمود: «اين جا بمان».
سپس براى مدّتى كوتاه غايب شد و با سر بريده همان طرف دعوايم باز گشت و مركبها [ى من و او] را به همراه داشت و فرمود: «اين، سر دشمنت است و تو ما را يارى دادى و ما تو را يارى كرديم «و خداوند بى گمان، هر كس را كه يارىاش دهد، يارى مىكند»».[١]
گفتم: تو كيستى؟
فرمود: «فلان بن فلان، يعنى صاحب الأمر».
سپس به من فرمود: «هر گاه در باره اين ضربه از تو پرسيدند، بگو: در صفّين به من زده شده است».[٢]
٣/ ٢٥: شهيد ثانى
٨٣٧. محدّث نورى، به نقل از محمّد بن على بن حسن عودى، شاگرد شهيد ثانى در كتاب منية المريد-: شهيد ثانى[٣] در سفر از دمشق به مصر، اتّفاقاتى برايش رخ داده كه الطاف
[١]. حج: آيه ٤٠.
[٢]. السلطان المفرِّج عن أهل الإيمان: ص ٤٩ ش ٦، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٧٥، نجم الثاقب: ص ٣٦٤ ح ٤٦.
[٣]. شيخ بزرگوار زين الدين بن على بن احمد بن محمّد بن جمال الدين عاملى جبلى( شهيد ثانى): او به سال ٩١١ ق به دنيا آمد. در ثقه بودن و علم و فضل و زهد و عبادت و پارسايى و تحقيق و مهارت و جلالت قدر و عظمت و صاحب فضايل و كمال بودن، معروفتر از آن است كه چيزى گفته شود. از افراد زيادى از علماى شيعه و اهل سنّت روايت كرده است. همچنين شاگردان بزرگى داشته و نخستين عالم شيعى است كه در باره« دراية الحديث» كتاب نوشته است؛ امّا اصطلاحات اين علم را از عامّه نقل كرده، همان گونه كه پسرش و ديگران گفتهاند. او كتابهاى فراوانى دارد كه از جمله آنها: مسالك الإفهام و الروضة البهيّة فى شرح اللمعة الدمشقيّة است. وى به خاطر شيعه بودن، به سال ٩٦٦ ق در قسطنطنيّه كشته شد( أمل الآمل: ج ١ ص ٨٥ ش ٨١).