دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٨ - ٣/ ١٩ تاجر پير
٣/ ١٩: تاجر پير
٨٣١. على بن يونس عاملى،[١] به نقل از محمّد بن احمد مىگويد: پدرش چون شنيد كه مهدى عليه السلام، از كرعه خروج مىكند، هر سال كه حاجيان مىآمدند، در باره آن از آنها جويا مىشد. روزى، فردى مرا نزد تاجر پيرى برد كه دارايى و خادم فراوان داشت و سؤالم را با او در ميان گذاشت. آن پير به من خوشامد گفت و پرسيد: كرعه را از كجا مىشناسى؟ گفتم: در كتابها ديدهام. او گفت: پدرم فراوان سفر مىكرد و من هم با او مىرفتم. روزگارى، راه را گم كرديم و توشهمان تمام شد و نزديك بود تلف شويم كه چادرهايى ديديم و سرگذشتمان را براى ساكنانش گفتيم. هنگام ظهر، پيرى باهيبت كه پرهيبتتر و خوشسيماتر و بزرگمرتبهتر از او نديده بودم، بيرون آمد و با ايشان نمازى مانند نماز شما عراقيان [شيعى] خواند. پس از سلام نماز، پدرم به او سلام كرد و ماجرايمان را گفت. چند روزى آن جا مانديم. مردمى مانند آنها نديده بودم. ميان آنها از ناسزا و بيهودهگويى خبرى نبود. چون راه را پرسيديم كه برويم، شخصى را با ما روانه كرد و هنوز نيمروزى راه نرفته بوديم كه ديديم همان جايى هستيم كه مىخواستيم. پدرم پرسيد: آن مرد كيست؟ او گفت: او مهدى عليه السلام است و
[١]. شيخ ابو محمّد زين الدين على بن يونس عاملى نباطى بياضى: عالمى فاضل و متكلّمى محقّق و شاعر بود. اوكتابهايى نوشت كه الصراط المستقيم از جمله آنهاست. وى در سال ٨٧٧ ق در گذشت( أمل الآمل: ج ١ ص ١٣٥ ح ١٤٥، أعيان الشيعة: ج ٨ ص ٣٠٩، الأعلام، زِركلى: ج ٥ ص ٣٤).