دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١١ - ٤/ ٦ مجلسى اول
بودم. داخل مسجد شد و به سمت محرابى كه امير مؤمنان عليه السلام در آن شهيد شده بود، رفت و مدّتى طولانى ماند و سپس باز گشت و از مسجد به سمت نجف رفت. من پشت سر او بودم تا به [مسجد] حنانه رسيد. سرفهام گرفت و نتوانستم سرفه نكنم.
او متوجّه من شد و مرا شناخت و گفت: تو مير علّام هستى؟ گفتم: آرى. گفت: اين جا چه مىكنى؟ گفتم: از هنگامى كه به روضه مقدّسه وارد شدى تا كنون، با شما هستم و تو را به حقّ صاحب اين قبر، سوگند مىدهم كه از آغاز تا پايان آنچه امشب بر تو گذشته است، برايم بگويى! گفت: به تو مىگويم، به شرط آن كه تا زندهام، به كسى نگويى. چون از من پيمان گرفت، گفت: در باره برخى از مسائل علمى كه براى من مشكل شده بود، مىانديشيدم. به دلم افتاد كه نزد امير مؤمنان عليه السلام بيايم و آنها را از ايشان بپرسم. هنگامى كه به در رسيدم، همان گونه كه ديدى، بدون كليد انداختن، باز شد و من داخل روضه شدم و با خداى متعال، مناجات و گريه و زارى كردم تا مولايم پاسخم را بدهد. صدايى از قبر شنيدم كه مىفرمود: «به مسجد كوفه برو و از قائم بپرس كه او امام زمان توست».
به محراب [مسجد كوفه] رفتم و مسئلهها را از او پرسيدم و اكنون در حال بازگشت به خانهام هستم.[١]
٤/ ٦: مجلسى اوّل
٨٦٨. ملّا محمّدتقى مجلسى (مجلسى اوّل)[٢]- در ضمن شرح حال متوكّل بن عمير، راوى
[١]. بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ١٧٤، الأنوار النعمانيّة: ج ٢ ص ٣٠٣، نجم الثاقب: ص ٣٩١.
[٢]. مولا محمّدتقى اصفهانى مشهور به مجلسى اوّل( ١٠٠٣- ١٠٧٠ ق): او شخصى فاضل، عالم، محقّق، متبحّر، زاهد، عابد، ثقه، متكلّم و فقيه و محدّث بود. وى از شاگردان شيخ بهايى بود كه در علوم اسلامى، از بزرگان روزگار خود به شمار مىرفت. آثارى دارد از جمله شرح الصحيفة( ر. ك: أمل الآمل: ج ٢ ص ٢٥٢ ش ٧٤٢، أعيان الشيعة: ج ٩ ص ١٩٣ ش ٤٤٢).