دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠ - ٢/ ٧ ابو نعيم، محمودى، علان، ابو هيثم، ابو جعفر و علوى
آورده و به چپاول و غارت پرداختند، و من تنها به فكر مولايم قائم عليه السلام بودم كه ناگهان ديدم پيش آمد و از در جلوى آنان بيرون رفت و من به او- كه كودكى ششساله بود- مىنگريستم؛ امّا كسى او را نديد تا غايب شد.[١]
٢/ ٧: ابو نعيم، محمودى، علّان، ابو هيثم، ابو جعفر و علوى
٧٨٣. ابو نعيم انصارى زيدى[٢] نقل كرده است كه: در روز ششم ذى الحجّه سال دويست و نود و سه (در مسجد الحرام) كنار مستجار بودم. گروهى حدود سى مرد نيز در حال طواف بودند كه ميان آنها محمودى،[٣] علّان
[١]. كمال الدين: ص ٤٧٣ ح ٢٥، الخرائج و الجرائح: ج ٢ ص ٩٦٠، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٤٧ ح ٣٣.
[٢]. ابو نعيم انصارى شناخته شده نيست. در طريق شيخ صدوق واقع شده است. در برخى نسخهها سليم بن ابىنعيم الأنصارى آمده است( ر. ك: ص ٤٢ ح ٧٧٠، مستدركات علم رجال الحديث: ج ٤ ص ١١٥ ش ٦٤٦٣، قاموس الرجال: ج ١١ ص ٥٣٥ ش ٩٣٧).
[٣]. ابوعلى محمّد بن احمد بن حمّاد مروزى محمودى، از اصحاب امام جواد عليه السلام و امام هادى عليه السلام و امامعسكرى عليه السلام است. پدرش ابوالعبّاس احمد بن حمّاد در زمان امام هادى عليه السلام از دنيا رفت، و امام عليه السلام پس از درگذشت پدر ابو على به وى نوشت:« پدرت- كه خداوند از وى و از تو راضى باشد- از دنيا رفت، و پيش ما شخصيتى محمود و پسنديده بود، و تو از اين حال[ پدرت] دور نباش». از اين رو به محمودى ملقّب شد( ر. ك: بحار الأنوار: ج ٥٠ ص ٩٤( پاورقى)، رجال الطوسى: ص ٣٩٢ ش ٥٧٨٣ و ص ٢٩٧ ش ٥٨٢٤، رجال الكشّى: ج ٢ ص ٨٣٣ ش ١٠٥٧، رجال ابن داوود: ص ١٦٢ ش ١٢٩٠).