دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٥ - ٣/ ١٧ مردى صالح به گفته حسن بن حمزه علوى
٣/ ١٧: مردى صالح به گفته حسن بن حمزه علوى
٨٢٩. محدّث نورى[١] مىگويد كه: سيّد محمّد حسينى،[٢] مذكور در حديث سى و ششم كتاب اربعين- كه آن را كفاية المهتدى نام نهاده- از كتاب الغيبةى حسن بن حمزه علوى طبرى مرعشى نقل كرده[٣] كه مردى صالح از اصحاب ما اماميه به من گفت: سالى به قصد حج بيرون رفتم و در آن سال، گرما شدّت تمام داشت و [باد] سموم [گرم] بسيار بود. از قافله، جدا گشتم و راه را گم كردم و از غايت تشنگى، از پاى در آمدم.
بر زمين افتادم و مُشرف به مرگ، شدم. پس شيهه اسبى به گوشم رسيد. چشم گشودم. جوان خوشرو و خوشبويى را ديدم كه بر اسبى شهبا سوار بود. آن جوان، آبى به من نوشانيد كه از برف، خنكتر و از عسل، شيرينتر بود و مرا از هلاك شدن رهانيد. گفتم: اى سيّد من! تو كيستى كه اين گونه در باره من مرحمت فرمودى؟
[١]. حسين بن محمّدتقى نورى مازندرانى طبرسى: از محدّثان متتبّع و چهره سرشناس شيعه در قرن چهاردهماست. وى سال ١٢٥٤ ق در منطقه نور مازندران متولّد شد و به سال ١٣٢٠ ق در نجف وفات يافت. وى به« محدّث نورى» مشهور است. او تحصيلات خود را در عراق نزد اساتيدى مثل شيخ مرتضى انصارى و ميرزاى شيرازى تكميل نمود و شاگردان زيادى داشت از جمله شيخ عبّاس قمى صاحب مفاتيح الجنان كه از او در كتابهايش به عظمت ياد مىكند. تأليفات زيادى از او باقى مانده كه مشهورترين آنها، مستدرك الوسائل است. نجم الثاقب، تأليف او در مورد امام زمان عليه السلام است( ر. ك: الكنى و الألقاب: ج ٢ ص ٤٤٥، مستدرك الوسائل: مقدّمه).
[٢]. سيّد محمّد بن محمّد بن ابو محمّد بن محمّد، ملقّب به مصحفى حسينى موسوى سبزوارى مشهور به ميرلوحى، ملقّب به« مطهّر» و متخلّص به« نقيبى»: او معاصر علّامه مجلسى و محمّدتقى مجلسى است. قبل از سال هزار در اصفهان به دنيا آمد و در همان شهر در سال ١٠٨٣ ق، پس از آن كه كتاب اربعين خود به نام كفاية المهتدى را تمام كرد، از دنيا رفت( الذريعة: ج ١ ص ٣٨٨ ش ٢٠٠٢ و ج ٩ ص ١٢٢٠ ش ٧٨٢٦).
[٣]. ابو محمّد حسن بن حمزة بن على بن عبد اللَّه بن محمّد بن حسن بن حسين بن على بن ابى طالب علوىطبرى، مشهور به مرعشى( م ٣٥٨ ق): از شخصيت هاى جليل القدر و فقيهان شيعه است. شخصيتى اديب، دانا، فقيه، زاهد، پارسا و داراى خوبىهاى زياد بود و از مشايخ شيخ مفيد و غضائرى به شمار مىرفت. نوشتههاى فراوانى، مانند: المبسوط، المفتخر و الغيبة دارد( رجال النجاشى: ج ١ ص ١٨٢ ش ١٤٨، الفهرست، طوسى: ص ١٠٤ ش ١٩٥، أعيان الشيعة: ج ٥ ص ٦٠).