دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢ - ١/ ١٤ ابراهيم بن محمد بن فارس نيشابورى
گروهى داخل آن مىشوند كه به آنها حقّيّه گفته مىشود».
گفتم: اى سَرور من! آنها چه كسى هستند؟
فرمود: «گروهى كه به خاطر محبّتشان به على عليه السلام، به حقّ او سوگند ياد مىكنند؛ ولى نمىدانند كه حق و فضيلت او چيست».
سپس ايشان- كه درودهاى خدا بر او باد- لَختى به من چيزى نگفت و آن گاه فرمود: «و آمدهاى از عقيده مفوّضه بپرسى! آنها نادرست مىگويند [كه خداوند، كارها را به ما وا نهاده است]؛ بلكه دلهاى ما، ظرف خواست خداوند است. هنگامى كه بخواهد، مىخواهيم و خداوند مىفرمايد: «و شما نمىخواهيد، جز آن كه خداوند مىخواهد».[١]
سپس پرده به حالت اوّلش باز گشت و ديگر نتوانستم كنارش بزنم. امام عسكرى عليه السلام لبخندزنان به من نگريست و فرمود: «اى كامل! براى چه نشستهاى؟
حجّت پس از من، از حاجتت خبر داد».
من برخاستم و بيرون آمدم و پس از آن، ديگر آن جوان را نديدم.
ابو نعيم مىگويد: من كامل را ديدم و اين حديث را از او پرسيدم و او برايم گفت.
اين حديث را احمد بن على رازى با سند ديگرى نيز نقل كرده است.[٢]
١/ ١٤: ابراهيم بن محمّد بن فارس نيشابورى
٧٧١. ابراهيم بن محمّد بن فارس نيشابورى[٣] گفت: هنگامى كه حاكم، عمرو بن عوف- كه
[١]. انسان: آيه ٣٠، تكوير: آيه ٢٩.
[٢]. الغيبة، طوسى: ص ٢٤٦ ح ٢١٦، دلائل الإمامة: ص ٥٠٥ ح ٤٩١، الخرائج و الجرائح: ج ١ ص ٤٥٨ ح ٤، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٨٩( با عبارت مشابه)، منتخب الأنوار المضيئة: ص ٢٥٣، بحار الأنوار: ج ٢٥ ص ٣٣٦ ح ١٦.
[٣]. ابراهيم بن محمّد بن فارس نيشابورى، از اصحاب امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام است. شيخ كشّى از عيّاشى در باره اين شخص پرسيده، و او جواب داده كه: در باره خود اين شخص، اشكال وجود ندارد؛ امّا اشكال در برخى افرادى است كه وى از آنها روايت مىكند. از اين رو، علّامه حلّى و ابن داوود، او را در بخش اوّل كتابهايشان آوردهاند. شيخ موسى زنجانى گفته است:[ خبر] وى حَسَن در حدّ صحيح است( رجال الطوسى: ص ٣٨٣ ش ٥٦٤٠ و ص ٣٩٧ ش ٥٨٢٦، رجال البرقى: ص ٦٠ و ص ١٨ ش ٣٢، رجال الكشّى: ج ٢ ص ٨١٢ ش ١٠١٤، خلاصة الأقوال: ص ٧ ش ٢٥، رجال ابن داوود: ص ٣٣ ش ٣٢، الجامع فى الرجال: ص ٦٥).