دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٩ - ٢/ ٢ هلاكت تندروان
مىگردد و مخلصان، خروجش را انتظار مىكشند و شَكداران، آن را انكار مىكنند و منكران، ياد كردن او را مسخره مىكنند و وقتگذاران در باره آن، دروغ مىگويند و عجلهكنندگان در آن هلاك مىشوند و تسليم شدگان، نجات مىيابند».[١]
٩٥٨. الغيبة، نعمانى- با سندش به نقل از عبد الرحمان بن كثير-: امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداى عز و جل: «امر خدا آمد. آن را با عجله نجوييد» فرمود: « [يك مصداق] آن، امر ماست.
خداى عز و جل فرمان داده كه در باره آن، عجله نكنيد تا خداوند، او را با سه لشكر، تأييد كند:
فرشتگان، مؤمنان و هراس. خروج او، مانند خروج پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است و اين نيز همان سخن خداى متعال است: «همانگونه كه خدايت تو را از خانهات [براى جنگ بدر] به حق بيرون آورد»[٢]».[٣]
٩٥٩. نهج البلاغه- در سخنرانىاى كه امام على عليه السلام در آن به ذكر وقايع سهمگين اشاره مىكند-:
راست و چپِ مسير را گرفتند و در راههاى گمراهى ره سپردند و راههاى هدايت را رها كردند. آنچه را آمدنى است و انتظارش را مىكشند، به عجله مجوييد و آنچه را فردا مىآيد، دير مشماريد، كه بسى عجله كننده چيزى، چون به آن رسد، آرزو مىكند كه كاش به آن نرسيده بود.[٤]
٢/ ٢: هلاكت تندروان
٩٦٠. الكافى- با سندش به نقل از ابو مُرهِف-: امام باقر عليه السلام فرمود: «غبار بر سر همان كس مىنشيند كه آن را برانگيخته است. تندروان، هلاك شدند».
گفتم: فدايت شوم! تندروان، كيان اند؟
[١]. كمال الدين: ص ٣٧٨ ح ٣، كفاية الأثر: ص ٢٧٩، إعلام الورى: ج ٢ ص ٢٤٣، الخرائج و الجرائح: ج ٣ ص ١١٧١ ح ٦٦( با عبارت مشابه)، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٠ ح ٤.
[٢]. در جنگ بدر، فرشتگان به يارى مؤمنان آمدند و لشكر اسلام به ديده قريش، بسيار هراسآور جلوه كرد.( م)
[٣]. الغيبة، نعمانى: ص ١٩٨ ح ٩، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٣٥٦ ح ١١٩.
[٤]. نهج البلاغة: خطبه ١٥٠، بحار الأنوار: ج ٢٩ ص ٦١٥ ح ٢٩.