دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٦ - ٤/ ١٤ ميرزاى شيرازى
مردى كه مورد وثوقش بود، نقل نمودند كه: پدرم مورد وثوق ميرزاى شيرازى بوده و از جانب ايشان در كربلا وكالت داشته و خودش سؤالات و وجوه و قبوض را به خدمت ميرزا، در سامرّا مىفرستاده است. [آنچه مربوط به جريان وكالت بوده است، يادم هست، كلمه وجوه يادم نيست]. مرحوم ميرزا نيز هر دو هفته يك مرتبه، جواب مىداده است. ظاهراً ميرزاى شيرازى به ايشان مىنويسد كه در صرف وجوه، دقّت زيادترى بنمايد و براى اين مطلب جريانى را نقل مىكند كه: خواب ديدم گفتند:
حجّة العصر- عليه و آبائه التحيّة و الثناء- در حرم تشريف دارند و امر كردهاند كه شما دفتر خود را همراه بياورى.
ايشان دفترى را كه در آن وجوه پرداختى از سهم مبارك، به اشخاص ثبت بوده است، با خود، خدمت ولىّ عصر امام زمان عليه السلام مىبرد. خدمت مىرسد و عرض ادب به جا مىآورد. ايشان مىفرمايند: «صورت را بخوان». [تقريباً] ايشان، مثلًا حدود ده قلم را مىخوانند. ايشان بيشتر آنها را مىفرمايند: «قبول ندارم». مثلًا آنچه يادم هست، حدود ثلث را مىفرمايند قبول دارم.
مرحوم ميرزا خدمت آقا و مولاى خود عرض مىكند: آقا! من بيشتر از اين از عهدهام ساخته نيست. به هر كس امر مىفرمايى، دفتر را تحويل مىدهم و من نيز از او تبعيت مىكنم.
آقا تبسّمى نموده، مىفرمايند: «خودت هستى؛ ولى مقدارى دقّت زيادتر بكن.
پس از آن، هر چه صلاح دانستى و به نظرت رسيد [عمل كن]. لذا شما هم- كه وكيل من در كربلا هستيد- دقّت زيادترى نماييد».[١]
[١]. سرّ دلبران: ص ١١١.