دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٦ - ٣/ ٣٤ سيد احمد موسوى
٣/ ٣٤: سيّد احمد موسوى
٨٤٦. محدّث نورى مىگويد كه جناب مستطاب تقى صالح سيّد احمد بن سيّد هاشم بن سيّد حسن رشتى موسوى، ساكن رشت- أيّده اللَّه- در هفده سال قبل تقريباً به نجف اشرف مشرّف شد و با عالم ربّانى و فاضل صمدانى، شيخ على رشتى- طاب ثراه-[١]
به منزل حقير آمدند و چون برخاستند، شيخ از صلاح و سداد سيّد مرقوم اشاره كرد و فرمود كه قضيّه عجيبى دارد و در آن وقت، مجال بيان نبود. پس از چند روزى كه ملاقات شد، فرمود كه: سيّد رفت و قضيّه را با جملهاى از حالات سيّد نقل كرد. از نشنيدن آنها از خود او بسيار تأسّف خوردم. اگر چه مقام شيخ رحمه الله اجلّ از آن بود كه اندكى خلاف در نقل ايشان برود و از آن سال تا چند ماه قبل، اين مطلب در خاطر بود تا در ماه جمادى الآخر اين سال از نجف اشرف برگشته بودم. در كاظمين، سيّد صالح ياد شده را ملاقات كردم كه از سامره مراجعت كرده و عازم عجم بود. پس شرح حال او را چنان كه شنيده بودم، پرسيدم و از آن جمله، قضيّه معهوده همه را مطابق آن نقل كرد و آن قضيّه چنان است كه گفت:
در سنه هزار و دويست و هشتاد، به اراده حجّ بيت اللَّه الحرام، از دار المرز رشت آمدم به تبريز و در خانه حاجى صفرعلى، تاجر تبريزى معروف، منزل كردم. چون قافله نبود، متحيّر ماندم تا آن كه حاجى جبّار جلودار سدهى اصفهانى، بار برداشت به جهت طربوزن.[٢] تنها از او مالى كرايه كردم و رفتم. چون به منزل اوّل رسيدم، سه نفر ديگر به تحريض حاجى صفرعلى به من ملحق شدند: يكى حاجى ملّا باقر
[١]. شيخ على نجفى معروف به فاضل، مقدّسِ رشتى( م ١٢٩٥ ق): او عالم فاضل، فقيه، اصولى، عابد، زاهد، متهجّد، مجاهد و از شاگردان بزرگ شيخ مرتضى انصارى و ميرزاى شيرازى است. وى به دستور ميرزاى شيرازى، به لار( از شهرهاى فارس) مهاجرت كرد و در آن جا ماندگار شد( أعيان الشيعة: ج ٨ ص ٢٤٠).
[٢]. طرابوزن: ولايتى از ولايات تركيّه( لغتنامه دهخدا).