دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٥ - ٣/ ٣٣ زين العابدين سلماسى
نهضت تنباكو)، و او از مادر صالحهاش چنين نقل كرده است: روزى در سرداب شريف سامرّا با خانواده ملّا زين العابدين سلماسى[١] بودم كه براى ساختن ديوارهاى آن جا، مجاور شده بود. روز جمعه بود و او دعاى ندبه سوزناكى مىخواند و ما نيز با او مىخوانديم و اشك مىريختيم. در اين حال بوديم كه فضا عطرآگين شد و چنان بوى خوشى آمد كه لحظاتى خاموش و بىحركت شديم و سپس آن بوى خوش رفت و به حالت قرائت دعا باز گشتيم. به خانه كه باز گشتيم، سبب را از ملّا زين العابدين پرسيديم. گفت: تو به اين چه كارى دارى؟ و از پاسخ، طفره رفت؛ امّا برادر بزرگوار، آقا عليرضا اصفهانى- كه دوست و رازدار او بود-، برايم گفت: روزى از ملّا زين العابدين- كه گمان قوى داشتم مانند استادش سيّد بحر العلوم، قائم عليه السلام را ديده است-، در باره ديدار با حجّت عليه السلام سؤال كردم. او سؤال مرا با ذكر همان واقعه ندبه و مو به مو مطابق آن، پاسخ داد.[٢]
[١]. ميرزا زين العابدين فرزند ميرزا محمّد سلماسى كاظمى( م ١٢٦٦ ق): عالمى فاضل و عابد و از شاگردانخاصّ سيّد بحر العلوم در خفا و آشكار بود. مزار او در رواق كاظمى در كاظمين است( أعيان الشيعة: ج ٧ ص ١٦٧ ش ٥٣٤). برخى از كرامات نقل شده از او را آوردهايم( ر. ك: ص ٢٥٠ فصل چهارم/« سيّد بحر العلوم»).
[٢]. جنّة المأوى( چاپ شده در بحار الأنوار): ص ٢٦٩ ح ٣٣، نجم الثاقب: ص ٤١٣ ح ٨٠.