دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧ - ٢/ ١ بر حذر داشتن از عجله
انتظارش را مىكشيد، كِى رخ مىدهد؟ براى ما خيلى طول كشيده است!
فرمود: «اى مِهزم! آرزو كنندگان، به خطا رفتند و عجله كنندگان، هلاك شدند و تسليم شدگان، نجات يافتند و به سوى ما رهسپارند».[١]
٩٥٦. الكافى- با سندش به نقل از مِهزم-: نزد امام صادق عليه السلام از پادشاهان فلان خاندان ياد كرديم. فرمود: «آنچه مردم را هلاك مىكند، عجلهشان به اين امر است. خداوند به خاطر عجله بندگانش، عجله نمىكند. اين امر، نهايتى دارد كه بايد به آن برسد و اگر به آن برسند، يك لحظه پس و پيش نمىشود».[٢]
٩٥٧. كمال الدين- با سندش به نقل از صقر بن ابى دُلَف-: شنيدم كه امام جواد عليه السلام مىفرمايد: «امام پس از من، فرزندم على است. فرمان او، فرمان من، سخن او، سخن من و اطاعت او، اطاعت من است، و امام پس از او، فرزندش حسن است و فرمان او، فرمان پدرش، سخن او، سخن پدرش و اطاعت او، اطاعت پدرش است» و سپس ساكت شد.
به ايشان گفتم: اى فرزند پيامبر خدا! امامِ پس از حسن كيست؟
امام عليه السلام به شدّت گريست و سپس فرمود: «پس از حسن، فرزندش قائم به حق است؛ كسى كه انتظارش را مىكشند».
به ايشان گفتم: اى فرزند پيامبر خدا! چرا «قائم» ناميده شده است؟
فرمود: «زيرا پس از آن كه ديگر يادى از او نمىشود و بيشترِ باورمندان امامتش، از عقيده به او بر مىگردند، قيام مىكند».
به ايشان گفتم: و چرا «منتظَر» ناميده شده است؟
فرمود: «زيرا او غيبتى دارد كه روزگارش به درازا مىكشد و مدّتش طولانى
[١]. الغيبة، نعمانى: ص ١٩٧ ح ٨.
[٢]. الكافى: ج ١ ص ٣٦٩ ح ٧، الغيبة، نعمانى: ص ٢٩٦ ح ١٥، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ١١٨ ح ٤٦.