دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥١ - ٤/ ٢٢ سيد ابو الحسن اصفهانى
روز هفدهم ماه مبارك رمضان بود كه من در حجره خود، در مدرسه فيضيّه، خوابيده بودم. در خواب ديدم كه با مرحوم آقاى حاج ميرزا مهدى بروجردى در همان حجره- امّا مقدارى بزرگتر- رو به قبله نشستهايم و دو چراغ هم در حجره، روشن است. ناگهان آقاى محترمى را ديدم كه آمد و رو به ايشان كرد و گفت: حاج ميرزا مهدى! حضرت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مىفرمايند: «به شيخ عبد الكريم بگو مضطرب نباش كه بر اثر گريههاى امام زمان، وجوه، متوجّه به حوزه قم شد».
من از خواب بيدار شدم؛ امّا خواب خود را براى حاج شيخ عبد الكريم نگفتم؛ ولى براى مرحوم آقاى حاج ميرزا هدايت اللَّه وحيد گلپايگانى نقل كردم.
چندى بعد دوباره بعضى براى گرفتن شهريّه آن سيّد نزد من آمدند و خواهان رسيدگى به وضع خانوادهاش شدند و درخواست كردند كه وضع آنان را به آقاى حاج شيخ عبد الكريم گزارش كنم. من قضيّه را با آقاى شيخ محمّدتقى بافقى در ميان گذاشتم. ايشان گفتند: بيا تا با هم به حضور آقاى حاج شيخ برويم. با هم به منزل آقا رفتيم. اتّفاقاً وقتى رسيديم كه ايشان مىخواستند از بيرونى، به اندرونى بروند. ما را كه ديدند، فرمودند: كارى داشتيد كه اين جا آمديد؟ من گفتم: وضع خانواده فلان آقا كه براى تبليغ رفته، خوب نيست. شهريّه او را مىخواستم كه به خانوادهاش برسانيم. ايشان رو به آقاى بافقى كردند و فرمودند: شهريّه او را بپردازيد. آن گاه رو به من كرد و فرمود: خواب شما هم به ما رسيد و از رؤياهاى صادقانه بود و وجوه براى ما رسيده است.[١]
٤/ ٢٢: سيّد ابو الحسن اصفهانى
٨٩٤. آية اللَّه سيّد موسى شبيرى زنجانى فرمود: شيخ محمّد كوفى به محضر ولىّ عصر عليه السلام
[١]. عنايات حضرت مهدى موعود به علما و مراجع تقليد: ص ١٠٣.