دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣ - ٢/ ١١ حسين بن حمدان
خُرده مىگرفتم، تا آن كه روزى در مجلس عمويم حسين،[١] حاضر شدم و خواستم در همين باره سخن بگويم كه او گفت: پسر جان! من هم مانند تو سخن مىگفتم تا آن كه مرا براى فرماندارى قم فرا خواندند؛ زيرا كار آن جا بر خليفه عبّاسى [مقتدر] دشوار شده بود و اهالى آن جا با هر كه از جانب حكومت به آن جا مىرفت، مىجنگيدند. پس به من لشكرى دادند و من به سوى آن جا بيرون آمدم.
هنگامى كه به منطقه طزر[٢] رسيدم، براى شكار بيرون رفتم كه شكارى از دستم گريخت. من در پىاش رفتم و آن قدر آن را دنبال كردم تا به رودى رسيدم. به آب زدم و هر چه پيشتر رفتم، رود، پهنتر مىشد. در اين حال بودم كه سوارى بر من وارد شد. او اسبى خاكسترى زير پا و عمامه خز سبزرنگى بر سر داشت، به گونهاى كه جز چشمان او را نمىديدم، و در پاهايش نيز دو كفش قرمز رنگ بود. به من فرمود: «اى حسين!» و نه به من فرمانى داد و نه مرا با كنيه خواند.
گفتم: چه مىخواهى؟
فرمود: «چرا بر ناحيه [ى مقدّسه] خُرده مىگيرى و چرا خُمس دارايىات را از يارانم باز مىدارى؟».
[١]. حسين بن حمدان بن حمدون تغلبى عدوى: از اميران شجاع و پيشگام در دوران عباسيان است. او عموىسيف الدوله حمدانى است، و نخستين كسى است كه پادشاهى اش در بنى حمدان شكل گرفت. خلفاى عبّاسى، براى هر كار مهمّى، او را نامزد مىكردند. مقتدر عبّاسى، به سال ٢٩٦ ق، او را مأمور جنگ در قم و كاشان كرد، و در زندان مقتدر، با شكنجه سربريده شد. حكومت او در سال ٣٠٦ بود( ر. ك: أعيان الشيعة: ج ٥ ص ٤٩١ ش ١١٣٢، العبر: ج ١ ص ٤٣١ و ٤٣٥ و ٤٤٤ و ٤٥١، الأعلام، زركلى: ج ٢ ص ٢٣٦).
[٢]. در برخى منابع، طرز و طرّ و نهر به جاى طزر آمده است و محلّ واقع شدن آن، اختلاف است. عدهاى معتقدندكه طزر در مرج القلعه در استان خراسان واقع شده است. در بحار الأنوار: طرز آمده است كه نام سه محل است: ١. در مرو؛ ٢. در اصفهان؛ ٣. در نزديكى اسبيجاب در ماوراء النهرين( ر. ك: قاموس: ج ٢ ص ١٨٠، معجم البلدان: ج ٥ ص ١٠١، وفيات الأعيان: ج ٤ ص ٣٠٨).