دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٩ - ٣/ ٤٠ حاجى مؤمن
٣/ ٤٠: حاجى مؤمن
٨٥٢. آية اللَّه شهيد دستغيب[١] مىگويد كه: حاجى مؤمن رحمه الله[٢] نقل كرد: در اوّل جوانى، شوق فراوانى به زيارت و ملاقات حجّت عليه السلام در من پيدا شد و مرا بىقرار نمود، تا اين كه خوردن و آشاميدن را بر خودم حرام كردم تا وقتى كه آقا را ببينم (و البتّه اين عهد از روى نادانى و شدّت اشتياق بود). دو شبانهروز هيچ چيزى نخوردم. شب سوم، اضطراراً قدرى آب خوردم. حالت غشوه عارضم شد. در آن حال، حجّت عليه السلام را ديدم و به من تعرّض فرمود كه: «چرا چنين مىكنى و خودت را به هلاكت مىاندازى؟ برايت طعام مىفرستم، بخور».
پس به حال خود آمدم. ثُلث از شب گذشته بود و ديدم مسجد (مسجد سردزك) خالى است و كسى در آن نيست و درب مسجد را كسى مىكوبد. آمدم در را گشودم. ديدم شخصى است كه عبا بر سر دارد، به طورى كه شناخته نمىشود. از زير عبا ظرفى پُر از طعام به من داد و دو مرتبه فرمود: «بخور و به كسى نده و ظرف آن را زير منبر بگذار» و رفت. داخل مسجد شدم. ديدم برنج طبخ شده با مرغ بريان
[١]. شهيد محراب، آية اللَّه سيّد عبد الحسين دستغيب شيرازى: او در آذر ١٢٨٨ ش در شيراز به دنيا آمد. درسهاى ابتدايى حوزه علميّه را نزد پدر خواند و پس از فوت پدرش، تحصيلات را در مدرسه خان شيراز ادامه داد و دوره مقدّماتى و سطح را به پايان رساند. در سال ١٣١٤ ش به نجف اشرف رفت و در درس استادان: سيّد ابو الحسن اصفهانى، آقا ضياء الدين عراقى، سيّد باقر اصطهباناتى و محمّدكاظم شيرازى شركت جست. وى در قبل از انقلاب، جزو مبارزان و از ياوران امام خمينى بود و بعد از انقلاب، همراه انقلاب و امام جمعه شيراز بود، تا اين كه در آذر سال ١٣٦٠ ش( چهارده صفر ١٤٠٢ ق) به دست منافقان به شهادت رسيد. آثار متعدّدى از او به يادگار مانده است از جمله: آدابى از قرآن، سراى ديگر، معارفى از قرآن، گناهان كبيره، و داستانهاى شگفت.
[٢]. شهيد دستغيب مىگويد: صاحب مقام يقين، مرحوم عبّاسعلى مشهور به حاج مؤمن كه داراى مكاشفات و كرامات بسيارى بوده و تقريباً مدّت سى سال نعمت مصاحبت با آن مرحوم در شهر و سفر نصيب بنده بود( داستانهاى شگفت: ص ٧٣).