دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٣ - ٣/ ٨ ابو محمد دعلجى
زيارت و احاديثى را از ايشان نقل كرده است.[١]
٣/ ٨: ابو محمّد دعلجى
٨٢٠. قطب الدين راوندى مىگويد كه: ابو محمّد دعلجى،[٢] از برگزيدگان ياران ما بود و حديث شنيده بود. او دو فرزند داشت كه يكى به راه راست و نامش ابو الحسن بود و مردهها را غسل مىداد، و فرزند ديگر، مانند برخى جوانها، كارهاى ناروا و حرام مىكرد. مالى به ابو محمّد داده شد تا حجّى به نيابت از امام زمان عليه السلام بگزارد كه اين كار [نيابت گرفتن] در آن روزگار، عادت شيعه بود. او مقدارى از آن را به فرزند فاسدش داد و براى حج بيرون آمد. هنگام بازگشت، حكايت كرد كه در موقف [عرفات]، جوانى نيكوروى و گندمگون و صاحب زلف را در كنارش ديده كه به دعا و مناجات و گريه و زارى و اعمال نيك اشتغال داشته و هنگام فرا رسيدن وقت كوچ از عرفات، به او رو كرده و فرموده است: «اى پيرمرد! آيا حيا نمىكنى؟».
ابو محمّد مىگويد: گفتم: از چه چيزى، اى سَرور من؟!
فرمود: «هزينه حجّى به نيابت از كسى كه مىدانى، به تو داده مىشود و تو مقدارى از آن را به فاسقى مىدهى كه باده مىنوشد!؟ نزديك است كه اين چشمت از ميان برود»، و به چشمم اشاره كرد و من از آن زمان تا كنون، هراس دارم.
ابو عبد اللَّه محمّد بن محمّد بن نعمان (شيخ مفيد) اين را شنيد و گفت: چهل روز از ورود او به خانهاش نگذشته بود كه زخمى در همان چشمش كه اشاره كرده بود، در آمد و بينايىاش رفت.[٣]
[١]. الفهرست، منتجب الدين: ص ١١٢ ش ٢٣١، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٧٧، نجم الثاقب: ص ٣٨١ ح ٥٤.
[٢]. عبد اللَّه بن محمّد بن عبد اللَّه، ابو محمّد حذّاء دعلجى، منسوب به جايى در بغداد پشت دروازه كوفه به نامدعالجه است. او فقيه و عارف و استاد نجاشى( رجالشناس بزرگ شيعه) در احكام ارث بوده و كتابى در باره حج دارد( رجال النجاشى: ج ٢ ص ٣٦ ش ٦٠٧، خلاصة الأقوال: ص ١١٢ ش ٥٣).
[٣]. الخرائج و الجرائح: ج ١ ص ٤٨٠ ح ٢١، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٥٩ ح ٤٢، نجم الثاقب: ص ٥٢٣. نيز، ر. ك: الصراط المستقيم: ج ٢ ص ٢١٣ ح ١٥.