در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٢٨ - سخن از معاد و كيفيت آن
مردم هم آواز باشد و هم بخواهد خصلت خود بزرگبينىاش را اشباع كند، هم باطل بگويد و هم بگويد من اين را حق مىدانم، هم در مقابل خواهشهاى نفس حقير باشد و از تهديدها بترسد، هم بگويد اين فكر خودم است نه از ترس شماست و نه به خاطر طمع؛ مجموع اين امور از انسان يك شخصيت ويژهاى مىسازد كه در نگاه، قيافه، حركات و سكنات او اثر مىگذارد و اين مطلب را يك روانشناس باريك بين به خوبى تشخيص مىدهد. خداوند در اين فراز كار آن روانشناس باريكبين را انجام مىدهد. در ضمن خدا دوبار او را نفرين كرده: كشته باد او، باز كشته باد او. اين نفرينهاى قرآن چيست؟ نفرين ما در حقيقت اين است كه ما از كسى به خاطر يك سلسله خصلتها يا عملها نفرت پيدا مىكنيم و مىخواهيم او محو شود، ذليل و زبون شود، و چون نابودى او در دست ما نيست خواست خودمان را بر زبان مىآوريم كه ما چنين چيزى را درباره او مىخواهيم؛ ولى نفرين خدا حقيقتش اين نيست زيرا: وَ مَا أَمر السَّاعَة إِلّا كَلَمْحِ البَصَرِ أَوْ هُوَ أَقرَبُ[١]، خدا درباره هر كسى هر چه بخواهد بلافاصله انجام مىشود. نفرين او در حقيقت تحقير است؛ مانند لفظى كه در ميان ما مرسوم است. تهديد ديگر تهديد اخروى است كه جايگاه او آتش است.
سخن از معاد و كيفيت آن
تيزى آتش ويرانگر، اثر آن بر روى پوست انسان، مأمورين جهنم از نظر كميت (نوزده نفر) و كيفيت (از جنس فرشتهاند) امورى
[١]. سوره نحل، آيه ٧٧.