در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٤٦ - بعد هدايتى آيه؛ اصلاح خانواده
از يك ريشهاند و حقوق آنها در يك رديف است؛ و اختلافات در برخى از احكام- مانند اختلاف در تقسيم ارث، ديه، شهادت و يا ساير امور اجتماعى- موجب اختلاف در انسانيت نمىگردد. بنابراين همان گونه كه حرمت مرد واجب، حرمت زن نيز واجب است. زن نيز همانند مرد مالك اموال و داراييهاى خود مىباشد و مانند مرد در امور اجتماعى حق رأى دارد و مىتواند انتخاب كند و انتخاب شود. مثلًا اگر در اسلام گفته شده است كه حجاب موى سر و تستّر آن از نامحرم بر زن واجب است[١] و بر مرد واجب نيست، به اين معنا نيست كه زن و مرد در انسانيت متفاوتند، يا در حقوق با همديگر فرق دارند. اگر شارع مقدس كارهايى را كه با حجاب زن منافات داشته باشد در ملأ عام بر او حرام فرموده، بدين معنا نيست كه حقوق زن را ناديده گرفته باشد؛ بلكه براى حفظ نظم جامعه بوده است. در مقابل هم ممكن است محدوديتهايى را براى مرد در نظر بگيرد و زن را در آن امور آزاد بگذارد. به عنوان مثال در فقه، در باب شهادات، اگر موضوع شهادت مربوط به اسرار زن باشد، مرد نمىتواند شهادت دهد و شهادت او معتبر نيست.
[١]. مانند آيه ٣١ سوره نور وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيوبِهِنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ ... و زنان مومن را بگو كه ديدگان خويش را فرو دارند و شرمگاههاى خود را نگاه دارند و آرايش و زيور خود را آشكار نسازند مگر آنچه پيداست. و مقنعههايشان را بر گريبانهاشان بياندازند و زيور و آرايش خود را آشكار نكنند. و در سوره الاحزاب، آيه ٥٩ مىفرمايد: يا أَيهَا النَّبِى قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ؛ اى پيامبر به زنان و دختران خويش و زنان مومنان بگو چادرهاى خود را بر خويشتن فرو پوشند.