در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٨٤ - اولين و برترين نعمت الهى
بعد نوشته بود كه خدايا گوسفند را تو خلق كردى و گرگ را نيز خودت خلق كردهاى. پاى دونده به گرگ دادى و گوشت لطيف به گوسفند. بعد به گرگ مىگويى گوسفند را نخور. به جوان شهوت مىدهى و فرصت در اختيارش مىگذارى و بعد دستور ميدهى كه گناه نكند.
جواب همه اين حرفها اين است كه اگر خداوند آن چيزها را داده است، قرآن را نيز ارسال فرموده است. در قرآن مىفرمايد: فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا.[١] خداوند هر دو راه را باز گذاشته است، هم راه خير را و هم راه شرّ را، وسيله هر دو را نيز مهيا كرده است.
قرآن كتاب هدايت است و عقل، به تنهايى كافى نيست. عقل وسيله تشخيص است: تشخيص خير از شرّ و نور از ظلمت و راست از كج، اما انسانها در تشخيص خود نيز گاه اشتباه مىكنند و باز كار خلاف انجام مىدهند. انسان، با عقل تنها راه به جايى نميبرد و اگر قرآن نباشد انسان كور باقى ميماند. پيدا كردن صراط مستقيم از صراط غيرمستقيم خيلى مهم است. خداوند به پيامبر مىفرمايد: إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ.[٢] اين بالاترين تعريفى است كه خداوند در سوره زخرف درباره پيامبر آورده است. يعنى راه تو راه مستقيم است. ما در نمازهاى واجب، در شبانه روز ده بار ميگوييم: اهدنا الصراط المستقيم؛ خدايا راه راست را به من نشان بده. مگر راهى كه ما ميرويم راه راست نيست؟ حضرت على (ع) نيز نماز مىخواند و
[١]. سوره شمس، آيه ٨.
[٢]. سوره زخرف، آيه ٤٣.