در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٠٣ - رابطه فطرى انسان با خدا
ساختمان اوليه تمام موجودات يك چيز است و همه عالَم از حركت تشكيل شده است؛ فقط شدت و ضعف حركات است كه باعث اختلاف اشياء ميشود، و الّا اساس يك چيز است.
رابطه فطرى انسان با خدا
ارتباط انسان با خدا از طريق وحى و فطرت و خلقت و وجدان اوست، ولى شهوت و شيطنت و گرايش به دنيا، مانع ديدن اين رابطه ميشود. انسان به تدريج فراموش ميكند كه به نداى «ألست بربّكم»، پاسخ مثبت داده است، «يسبح لله ما فى السموات و الارض» هم فراموش ميشود. نه تنها فراموش ميكند، بلكه گاه انكار ميكند و ميگويد خدايى وجود ندارد. حكايت مىكنند كه روزى حضرت موسى (ع) خطاب به خداوند عرض ميكند: خدايا اين مردم پشت سر من خيلى حرف ميزنند. يكى ميگويد موسى دراز است، يكى ميگويد عصبانى است، و ... هر كسى يك تهمتى به من ميزند. آيا نميشد كه زبان اين مردم را ببنديد تا اين حرفها را نزنند؟ خداوند ميفرمايد: اگر قرار بود من زبان انسانها را ببندم بايد از خيلى پيشتر اين كار را ميكردم. اين مردم از زمانهاى خيلى پيشتر من را انكار ميكردند و ميگفتند خدايى در كار نيست، ولى من زبان آنها را نبستم. حال جاى شكرش باقى است كه اصل وجود تو را انكار نمىكنند و فقط تهمتهاى ديگر ميزنند.
البته بسيارى از اين انكارها و تشكيكهايى كه انسانها درباره خدا دارند در وقت رفاه و آسايش است. همين كه در مخمصهاى گرفتار آيند و به گرفتارىهاى سخت مبتلا شوند، به دليل همان رابطه ذاتى و وجدانى، متوجه خدا ميشوند و از او كمك ميطلبند.