در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٥٠ - معناى خوف
كه وقتى امام حسن (ع) به نماز مىايستاد و الله اكبر را ميگفت، رنگش زردِ زرد ميشد و بدنش ميلرزيد. بارها از او ميپرسيدند كه چرا ميلرزيد و رنگتان زرد ميشود. ميفرمود: آيا ميدانيد در مقابل چه كسى ايستادهام و با چه كسى صحبت ميكنم؟
حال خداوند ميفرمايد: كسانى كه به مقام خوف برسند، براى آنها دو بهشت مقرر شده است. اين آيه درباره همه مؤمنان و مسلمانان نيست؛ فقط آن دسته از مؤمنانى كه به مقام خوف و خشيت رسيده باشند مشمول اين آيه هستند.
حضرت سجاد (ع) در دعاى ابوحمزه چنين ميگويد: «ما لي لاأبكي، أبكي لِخُروجِ نَفْسي، أبكي لِظُلْمِة قبري، أبكي لِضيقِ لَحْدي، أبكي لِسُؤال مُنكرٍ وَ نَكيرٍاياي، أبكي لخُروجي مِنْ قَبْري عُريانَاً»؛
چرا گريه نكنم؟ من از مرگ ميترسم، من از تاريكى قبر ميترسم، از تنگى لحد ميترسم. دو ملك نكير و منكر ميآيند و از من سؤال مىكنند كه عمرت را چگونه گذراندى، پولت را از كجا آوردى و در چه راهى مصرف كردى. من از آن لحظهاى ميترسم كه عريان از قبر خارج ميشوم و بار گرانى بر دوشم سنگينى ميكند. يك عمر عمل كردهام و اكنون همه آن اعمال را به دوش ميكشم.
اين خوفى كه در اين فراز از دعاى ابوحمزه آمده است، نوعى خوف مؤمنانه و خوف ممدوح است، ولى باز آيه مرتبه بالاترى را ميگويد. آيه ميفرمايد: هر كس از مقام پروردگارش خوف داشته باشد، به جنّتين ميرسد.