در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٧٦ - معناى قدر
ميآيد، مانند: مرگ، زندگى، سعادت، شقاوت، بلاء، نعمت و ... اندازهگيرى يا تقدير ميكند.[١]
شب قدر با معانى ديگرى كه براى «قدر» ذكر شد مناسبت دارد. مثلا، قدر به معناى ضيق را اينگونه بيان كردهاند كه چون در آن شب فرشتگان به زمين ميآيند گويا زمين در مضيقه و فشار است. پس ليلة القدر يعنى ليلة المضيقة. همچنين است ديگر معانى لغوى واژه قدر كه مفسران به گونهاى آنها را با اوضاع و احوال اين شب مربوط كردهاند.
اما با توجه به آيات قرآن مانند عَالِمُ الْغَيبِ وَالشَّهَادَة وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ[٢] و وَ سَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيبِ وَالشَّهَادَة فَينَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ[٣] و عَالِمِ الْغَيبِ وَالشَّهَادَة فَتَعَالَى عَمَّا يشْرِكُونَ[٤] كه ٤٨ بار كلمه غيب در قرآن بهكار رفته، فهميده ميشود كه خداوند كه يكى از نامهايش «عالم الغيب والشهادة» است، دو جهان دارد: يك جهان غيب است و يك جهان شهادت. جهان غيب، جهانى است كه با هيچ يك از حواس عادى يا حواس مسلح قابل درك نباشد و داراى مصاديق فراوانى است مانند قيامت، رجعت، قيام حضرت مهدى (عج)، بهشت و جهنم، فرشتگان و خدا[٥] و مانند آن. و در مقابل آن عالم
[١]. رازى، تفسير الكبير، ج ٣٢، ص ٢٨.
[٢]. سوره انعام، آيه ٧٣.
[٣]. سوره توبه، آيه ١٠٥.
[٤]. سوره مؤمنون، آيه ٩٢.
[٥]. ر. ك: مجلسى، بحار الانوار، ج ٢٤، ص ٣٥٢ و ج ٦٥، ص ٢٨٥؛ على بن جمعه، نورالثقلين، ج ١، ص ٣١.