در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٩١ - معناى توكل
دستور پيغمبر در اين قسمت از سوره قرار داده شده است، ولى ممكن است كه اين آيات شريفه پيش از شروع مخالفتها و مقاومتها نازل شده باشند، و به عنوان پيشگويى و پيشبينى اين سخنها گفته شده باشد و اين هيچ استبعادى ندارد. گذشته از اين، در سوره علق هم خواهد آمد كه قبل از مأموريت پيغمبر بر رسالت، حالتهايى در پيغمبر ظاهر شده بود كه موجب نگرانىهاى قريش بلكه مخالفتها و ضديتها شده بود، شايد آيات اشاره به آن مخالفتها باشد.
در اين آيات لازم است در كلمه «اولى النعمة» دقت كافى شود؛ از طرفى گفته مىشود كه «اولى النعمة» بدل است از «مكذبين» و اگر گفته نمىشد باز جمله كامل بود؛ زيرا جمله وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَة وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا هيچ نقصى از نظر لفظى و معنايى ندارد؛ و از طرفى مىبينيم گفتن «اولى النعمة» به عنوان بدل از «مكذبين» موجب سكت هم مىشود هرچند سكته مليح كه اشكال به فصاحت و بلاغت قرآن نشود؛ و از طرفى گفتهاند: تعليق نسبت و حكم بر يك وصف مشعر بر عليت مبدأ آن وصف است؛ پس اين «اولى النعمة» نمىتواند بدون عنايت در اينجا آمده باشد.
آيا اين عنايت همان نيست كه در سوره علق مىآيد: كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيطْغَى* أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى[١]
انسان موجودى است كه وقتى در مركز قدرت قرار گيرد احساس بىنيازى مىكند و طغيان مىكند و فاسد مىشود و اين فساد
[١]. سوره علق، آيه ٦- ٧.