در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٢٠ - برنامه هاى خودسازى پيامبر
ديگران گرفته شده است؛ دل مردم را مىبرد و آنان را مسحور مىسازد. آنها كلام خدا نيستند، كلام بشرند.[١]
در اينجا خوب است كمى تأمل كنيم و كمى زحمت فكر كردن را به خود بدهيم. فكر مىكنم نتيجه خوبى بهدست مىآيد و اگر اين بهترين دليل پيامبرى رسولالله نباشد، يكى از بهترين دليلهاست. بىشك كتابى كه به نام قرآن از گفتههاى پيامبر اسلام جمعآورى و تشكيل شده است را به نام او نساختهاند و ساخته و پرداخته ديگران نيست؛ هم الفاظ و كلمات و هم معانى و محتوا از او گرفته شده است؛ ترتيب و تنظيم و جمعآورى از خود او بوده و شايد ترتيب و تنظيم سور هم از او بوده است- در علوم قرآن زياد درباره اين مطلب بحث شده است- اگر اين هم پذيرفته نشود، به اصل خواسته ما زيان نمىرساند. اين هم از مسلمات تاريخ و زندگى رسولالله (ص) است كه او شخص امى و بىسواد بوده، مانند اكثر يا همه مردم جزيرة العرب و اگر اشخاص معدودى هم درس خوانده بودند فقط در حد خواندن و نوشتن سواد داشتهاند. از نظر افكار و آداب و رسوم و فرهنگ و ادبيات آن روز هم معلوم است كسانى كه در عربستان زندگى مىكردند چگونه فكر مىكردند، چگونه مىفهميدند، و با چه چيز مأنوس بودند؛ شنيدهها و دانستههايشان چه بود، و آدم بىسواد چقدر مىتوانست سخن گويد و فكر كند، خصوصاً بر خلاف آداب و رسوم و افكار و ادبيات عصرش، شهرش و دوران زندگيش. ملاحظه كنيد
[١]. طبرسى، مجمع البيان، ج ٦( جزء ٢٧)، ص ١٠٩.