در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣١٦ - رابطه فطرى انسان با خدا
اين زمينه چنين است: الروح جسمانية الحدوث و روحانية البقاء.
اين نظرياتى كه مطرح شد، نظريات فلسفى است و از نظر فلسفى دليل قاطعى وجود ندارد كه قول مشهور را تأييد كند يا قول صدرا را. از نظر قرآن نيز بهطور يقين نميتوان نظر داد.
مسئله بعدى در مورد خلقت انسان، چگونگى خلقت اوست. اولين انسان چگونه آفريده شده است؟ درباره خاستگاه اوليه انسان دو ديدگاه وجود دارد: يكى ديدگاهى كه از ظاهر قرآن بهدست ميآيد و ديگر نظريه تكاملى داروين. عدهاى مانند دكتر يدالله سحابى در كتاب «خلقت انسان» و يا مرحوم آ ية الله مشكينى و برخى ديگر معتقدند كه ميتوان آيات قرآن را بر اساس نظريه داروين تفسير كرد و مشكلى پيش نميآيد و به اين صورت تعارض بين تحقيقات علمى و آيات قرآنى از بين ميرود.
تصويرى كه ظاهر قرآن به دست ميدهد اين است كه خداوند ابتدا امر ميكند كه يك مجسمه گلى درست كنند و سپس به آن روح ميدمد و با نفخ روح آن را جاندار ميكند. طبق اين قول، انسان يك نوع بيسابقه از موجودات است كه به صورت مستقل خلق شده است.
اما در مقابل، نظريه تكاملى داروين بيانگر آن است كه همه موجودات زنده و از جمله انسانها، از يك اصل واحد سرچشمه گرفتهاند. در ابتدا موجوداتى تك سلولى به وجود آمدهاند و سپس بر اساس شرايط زيستمحيطى رشد كرده و در هر دوره بر اساس نيازهاى طبيعى متكاملتر شدهاند تا اينكه به شكل حيوانات پيشرفته درآمدند و