در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٧٩ - هدف هاى سوره
درست است كه شب خيزى بدون اشتغال به عبادت و ذكر خداوند و نماز و تلاوت قرآن مطلوبيت چندانى ندارد؛ ولى اين امر از سياق سخن دانسته مىشود نه اينكه معناى آيه بوده و چنين تقديرى داشته باشد، پس اين تقدير گرفتن بر خلاف حسن سليقه در القاى كلام است؛ چنانكه اگر به جاى «قم الليل» گفته مىشد: «قم الى الصلوة فى الليل» سخن معمولى بود و از حسن ايجاز خالى.
وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا (٤)
قرآن بخوان، نه خواندن شتاب زده، بىاحساس، بىروح، بلكه با تأنى؛ بهگونهاى شمرده و واضح كه كلمات و حروف و مقاطع دانسته شود؛ با آهنگى موزون كه كلمات آن از ژرفاى جان برخيزد و در دل نشيند؛ همه وجودت، زبانت، احساست مجذوب آن شده و در آن ذوب گردد. اين ترتيل است نه مطالعه آن، نه تفكر در آن؛ زبانت بگويد، گوشت بشنود، حواست به آن معطوف گردد آن هم در دل شب و سكوت و خاموشى.
خدا مىخواهد با اين شب خيزى و عبادت و ذكر خدا و قرائت قرآن، او را بسازد، احيا كند، از نو متولد شود. تولدى نورانى، ربوبى و خدايى. جان و دلش شكوفا شده و آماده و پخته گردد و لبريز از عشق خدا شود (أدّبنى ربّى فأحسنَ تأديبى).
اگر او خود چنين نباشد چگونه مىتواند ديگران را، جامعه را و خلاصه جهان را بسازد و صاحب دعوت باشد.