در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٠١ - ويژگى هاى منافقان
كه تا اندازهاى برخوف و وحشت خود غلبه پيدا كنند انگشتان خود را در گوش خود مىگذارند.
يجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ: تا علاوه بر كاهش صداى مخوف رعد و برق از مرگ نيز رهايى يابند. آنان مىترسند برق به آنها اصابت كند و مرگ آنها فرا برسد اما غافلاند كه خداوند در ظاهر و باطن بر آنها احاطه دارد و در اين موقع حساس هيچ كس نيست كه به فرياد آنها برسد، زيرا مرگ از هر طرف آنها را احاطه كرده و راه گريزى براى آنها باقى نگذاشته است.
آيه بيست
يكَادُ الْبَرْقُ يخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ؛ نزديك است كه برق، چشمانشان را بربايد، هرگاه كه بر آنان روشنى بخشد، در آن گام زنند؛ و چون راهشان را تاريك كند، بايستند و اگر خدا مىخواست شنوايى و بينايىشان را بر مىگرفت، كه خدا بر همه چيز تواناست.
(الخطف): در لغت به معنى ربودن و به سرعت قاپيدن[١] يا (الاخذ في سرعة و استيلاب)[٢] به سرعت گرفتن و ربودن را گويند.
[١]. معطوف، المنجمد، ذيل« خطف».
[٢]. ابن منظور، لسان العرب، ذيل ماده« خطف».