در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٢٥ - برنامه هاى خودسازى پيامبر
ى
ك نفر از آنها عاجز و ناتوان مىماند؟»[١]
قرطبى مىنويسد:
«مردى به نام «أبا الأشدّ» فرزند كلده الجحمى كه پهلوان نامدارى بود گفت: من با يك شانهام ده نفر و با يك شانه ديگرم نه نفر را مىزنم و دفع مىكنم. حارث بن كلده گفت: هفده نفر را من دفع مىكنم شما همه، دو نفر را دفع كنيد؛ اين سخنها يا به عنوان استهزاء و تمسخر گفته مىشد يا به عنوان وهم و گمان.»[٢]
خداوند فرمود: آن نوزده نفر از جنس ملائكهاند نه بشر.
٢- فرموده: ما شمارش آنها را وسيله امتحان و فتنه قرار داديم براى كفار، تا اهل كتاب در دلشان احساس يقين كنند و سبب زيادت ايمان مؤمنين باشد. فتنه بودنش براى كفار اين بود كه آن بىخردان همين را وسيله حمله و هجوم ديدند و سخنان استهزاءآميز مىگفتند. احساس يقين اهل كتاب هم بدين جهت بود كه ديدند اين همان خبر غيبى است كه انبياء سلف از پيش گفتهاند، و زيادتر شدن ايمان مؤمنين بدين سبب بود كه اينها ديدند كه اهل كتاب اين شمارش را پذيرفتهاند و گفتهاند: اين از اخبار غيبى است كه انبياء گذشته هم خبر دادهاند.
٣- همين گفتار كه سبب بددلى و سخريه كفار شد وسيله احساس يقين اهل كتاب و بيشتر شدن ايمان مؤمنين گرديد.
٤- منظور از تعبير الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ كفار نيست چون
[١]. طبرى، جامع البيان، ج ٢٩، ص ١٠٠.
[٢]. قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، ج ١٩، ص ٨٠.