در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٠٥ - ارث پدر و مادر
ارث پدر و مادر
در ادامه آيه ١١ مىخوانيم:
وَلأَبَوَيهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَة فَلأُمِّهِ السُّدُسُ؛ هر يك از پدر و مادر، يك ششم از ما ترك ميت را به ارث مىبرند، مشروط بر آن كه از ميت اولادى به جاى مانده باشد. ولى اگر ميت فرزندى نداشته باشد، مادر يك سوم را مىبرد. و در صورتى كه ميت اولاد ندارد ولى برادر و خواهر دارد، مادر يك ششم را به ارث مىبرد.
هر يك از فرزند و خواهر و برادر را حاجب يعنى مانع مىگويند. البته مقصود از برادر و خواهر در اينجا برادر و خواهر ابوينى يعنى پدرى و مادرى يا «ابى» يعنى پدرى است. برادر و خواهر اگر از پدر و مادر تنى باشند «ابوينى» هستند؛ اگر از پدر يكى ولى از مادر جدا باشند «ابى» هستند و اگر از مادر يكى ولى از پدر جدا باشند «امّى» مىباشند. مقصود از «كلاله»[١] نيز برادر و خواهرى هستند كه از پدر جدا ولى از مادر يكى هستند.
[١]. ابن منظور، لسان العرب، ج ١١؛ راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن، ص ٧٢٠؛ البته معناى كلاله از آنچه در اينجا آمده است نسبت به معنائى كه در كتابهاى لغت آمده است جزئىتر است و معناى كلاله معناى بزرگتر و اعم از اين معنا مىباشد، كلاله در كتب لغت هم شامل وارث و هم مورث است و هر كسى كه بميرد و فرزندى نداشته باشد يا اينكه ماسواى فرزند و پدر و مادر باشد را گفتهاند.