در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٧٩ - معناى رحمن
برشمرده است.[١] وقتى در كل سوره تأمل كنيم يك ديد جديدى براى انسان حاصل ميشود و انسان ميفهمد كه غير از دنياى كوچك خودش، در اين دنيا قرآن هست، آفتاب هست، ماه هست، آسمان و زمين هست، جن و ملك هست. و خلاصه اين سوره؛ همه اركان جهان خلقت را پيش چشم انسان مىآورد و آدم ميفهمد كه دنيا خيلى وسيعتر و گستردهتر از آن است كه فكرش را ميكرده است. از سوى ديگر خداوند اين امور را هم خلق كرده و هم اداره و تدبير كرده و هم بينشان رابطه برقرار كرده است. اين نظمى كه بين اشيا و اجزاى عالم هست محّير العقول است. همه چيز به همه چيز وابسته است. آفتاب به سنگ مرتبط است، سنگ به هوا، هوا به ابر، ابر به آب و خلاصه تمام موجودات به يكديگر متصل و مرتبطاند. انسان و جن و ملك نيز جزء همين جهان هستند و وابسته و مرتبط به كل جهاناند و كل جهان نيز وابسته به خداوند متعال و مرتبط به الرحمن است.
اين، وسعت ديدى است كه سوره الرحمن به ما ميدهد. تازه پس از آن، در اين نگرش توسعه ميدهد و آن را وسيعتر ميكند. ميگويد تمام اين اشيايى كه ميبينيد و نظم و وابستگى شگرفى كه بين آنها حكمفرماست همه مربوط به نشئه دنيا است، نشئه فنا و نابودى است. نميشود به اين دنيا و اجزاى آن دل بست؛ يك روز هست و يك روز نيست. يك روز واقعيت است و يك روز افسانه. يك روز هوس است و يك روز هوا. اما نشئه آخرت نشئه بقاست.
[١]. طباطبائى، الميزان، ج ١٩، ص ٩٣.