در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٣٦ - سخن از معاد و كيفيت آن
حتماً واقع گرديده و بر سر راه هر انسانى قرار خواهد گرفت، گرچه براى عده زيادى از انسانهاى عادى كه به آن توجه نمىكنند، يك امر معمولى تلقى مىشود، ولى اينگونه نيست و اگر انسان در آن توجه كافى نمايد، دچار وحشت و نگرانى مىگردد و از آن در مسير زندگىاندرز مىگيرد.
٢- در آيه كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَة همانطور كه گذشت، برخى از مفسرين به قرينه آيه: إِلَّا أَصْحَابَ الْيمِينِ گفتهاند: مراد از آن نفوس انسانهاى مجرم است كه در گرو و حبس خدا هستند، زيرا خداوند بر آنها حق عبوديت و اطاعت دارد و آنها اين حق را ادا نكردهاند، ولى اصحاب يمين در گرو و حبس خداوند نيستند.
ولى آن چه به نظر مىرسد اين است كه، اين آيه اشاره به حل يكى از مشكلات بزرگ بشر دارد، و آن اين كه وقتى انسان توان و لياقت افراد ممتاز و برتر مثل دانشمندان و بزرگان را مىبيند و توان و استعداد خود را با آنان مقايسه مىكند و نيز وقتى كه مىبيند در اين جهان عدهاى پند و اندرز گرفته، ولى او و امثال او- كه افراد كمى هم نيستند- متذكر نشدهاند، دچار اندوه و ناراحتى مىگردد، سپس براى آرامش وجدان و تسكين خاطر خويش ترقى آنها را به نحوه ساختارشان مربوط مىسازد و مىگويد: هر كسى را خداوند يك جور آفريده است؛ آنها را به گونهاى آفريده كه قابليت و لياقت پيشرفت را داشته باشند و من را اينگونه خلق كرده و با اين سخنان و افكار تقصير را از خود نفى مىكند و چرخ، فلك، بخت، اقبال، طبيعت، پدر، مادر، دوست، محيط و حتى خداوند را در اين باره