در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٢٣ - برنامه هاى خودسازى پيامبر
آيات ما كفرِ عناد ورزيد.
كفر دو قسم است: كفر انكار و كفرِ عناد. كفر انكار از نافهمى و انكار و ناباورى حاصل مىآيد، ولى كفرِ عناد كفرى است كه با وجود باور و اعتقاد قلبى از روى عناد و لجاجت بر مىخيزد. وليد مىدانست كه اين آيات، آيات خداست ولى از روى عناد و لجاجت كفر ميورزيد.
سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً؛ من او را به همين زودى به مشقّت و زحمتى خواهم انداخت كه راحتى در آن نبيند؛ زحمت و ناراحتى كسى كه مجبور باشد به قله كوه بلند تيز و ناهموارى صعود كند.
إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ* فَقُتِلَ كَيفَ قَدَّرَ* ثُمَّ قُتِلَ كَيفَ قَدَّرَ؛ او در شأن پيامبر و قرآن فكر كرد و سنجيد و اندازه گرفت. نابود باد چگونه سنجيد و باز نابود باد چگونه سنجيد.
اين جمله از جانب خداوند توبيخ است به ظاهر نفرين.
ثُمَّ نَظَرَ* ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ* ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ* فَقالَ إِنْ هذا إِلّا سِحْر يؤْثَرُ* إِنْ هذا إِلّا قَوْلُ الْبَشَرِ؛ نگاه كرد، رو ترش كرد، به پيشانى گره زد، پشت كرد، گردن كشيد و گفت: اين سحر است و سخن خدا نيست سخن انسان است.
اين آيات شريفه وضعيت فكرى و روحى وليد را كه در پشت قيافه و نگاه و چهره و پيشانى او منعكس بوده ترسيم مىفرمايد؛ كسى كه دانسته مىخواهد دروغ بگويد و حالت روانى و اعتقادى خود را در پشت چهره دروغ و نگاه تصنعى پنهان كند تا به موقعيت خيالى و شخصيت ساختگى او لطمه وارد نشود و خود را آدم فهميده و مطلع