در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٩٢ - ويژگى هاى منافقان
آيه چهارده
وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَياطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ؛ وقتى كه با مؤمنين ملاقات مىكنند مىگويند ما ايمان آوردهايم، اما وقتى نزد شياطين خود مىروند مىگويند ما با شما هستيم و مومنان را مسخره مىكنيم.
مراد از شياطين در اين آيه چه كسانى هستند؟ برخى گفتهاند: مراد يهوديان هستند[١]، و شايد هم مراد بزرگان كفار يا بزرگان يهود باشند.[٢]
به هر حال اين آيه نمىخواهد گروه خاصى را كه در عصر رسالت بودند بيان كند، بلكه بيانگر اوصاف كلى است و همه كسانى كه در صدر اسلام و در حال حاضر منافقانه زندگى مىكنند مصداقى از آيه مىباشند.
البته برخى توهم كردهاند تمام اين آيات راجع به منافقين عصر رسالت است، اما اين درست نمىباشد و اين گروه در هر عصر و زمانى يافت مىشوند و با ماضى آوردن فعل منافاتى ندارد، زيرا (اذا) دلالت بر مستقبل مىكند و معنى فعل ماضى را مضارع مىكند.[٣]
از آنچه گذشت به دست مىآيد كه هدف منافقين از اين نوع رفتار، نفوذ در صفوف مسلمين، جاسوسى كردن و به دست آوردن اطلاعات و اسرار مسلمين است و اين كه خبرها را به بزرگان خود منتقل كنند، تا راحتتر بتوانند به جامعه اسلامى ضربه وارد كنند. در
[١]. سيوطى، الدر المنثور، ج ١، ص ٧١.
[٢]. طبرسى، مجمع البيان، ج ١، ص ١٤٠.
[٣]. رشيد رضا، تفسير المنار، ج ١، ص ١٦٣.