در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٣٥ - سخن از معاد و كيفيت آن
بَلْ يرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَة: بلكه هر يك از آنها مىخواهند كتابى گشوده همانند قرآن براى او فرود آيد.
كَلَّا بَل لَا يخَافُونَ الْآخِرَة: چنين نيست، اينگونه مطالب بهانهاى بيش نيست، بلكه مشكل اصلى آن است كه آنان از پايان كار و رستاخيز واهمهاى ندارند.
كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَة: چنين نيست، بلكه همانا قرآن كتاب تذكر و يادآورى است و اين امر تناسبى با آنان كه از آخرت بيمى نداشته و در غفلت زندگى مىكنند، ندارد.
فَمَن شَاء ذَكَرَهُ: پس هر كه بخواهد از آن پند و اندرز مىگيرد؛ اول بايد انسان خواهان پند باشد تا بتواند متذكر شود.
وَمَا يذْكُرُونَ إِلَّا أَن يشَاء اللَّهُ: البته كسى پند نمىگيرد، مگر اين كه خواست و مشيت الهى بر آن باشد.
هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَة: او اهل تقوى و آمرزش است و شايسته است كه انسانها از نافرمانى او بپرهيزند و به آمرزش او اميدوار باشند.
سخن ما
١- سه سوگندى كه در اوايل اين بخش از آيات وجود دارد، بر اهميت سخنى كه بعد از آنها مىآيد دلالت دارند، بهطورى كه شنونده بايد آن سخن را با عظمت تلقى كرده و در حقيقت آن تأمّل نمايد، نه اين كه بدون انديشه از آن گذشته و به دست فراموشىاش بسپارد، و آن سخن چيزى نيست جز معاد و رستاخيز كه معتقد شدن بدان يكى از اهداف بلند رسالت پيامبر (ص) بوده و پيش آمدى است بزرگ كه