در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٣٣ - سخن از معاد و كيفيت آن
و وثيقهاى است كه معمولًا در مقابل وام قرار مىدهند. زمخشرى مىگويد: «رهينة» مؤنث «رهين» نمىباشد، چرا كه «فعيل» به معناى «مفعول» مذكر و مؤنثش مساوى است، و اگر در اين جا اراده وصف شده بود گفته مىشد: «رهين»؛ بلكه «رهينة» اسم به معناى رهن است، همانگونه كه «شتيمة» به معنى شتم است؛ گويا چنين گفته شده: «هر نفسى خودش گرو آنچه انجام داده است، مىباشد».[١]
در اين كه «باء» در «بما كسبت» براى مقابله است يا سببيت يا به معناى «مع» هر سه احتمال وجود دارد.
در توجيه آيه شريفه از كلام مرحوم علامه طباطبايى بدست مىآيد كه خداوند انسان را آفريد و بر عهده او حقى به نام حق عبوديت قرار داد، پس او پيش خدا محبوس و گرو است تا وقتى كه حق خداوند را ادا نمايد، حال اگر آن حق عبوديت و اطاعت خداوند را به جا آورد، از حبس خدا آزاد مىگردد و اگر چنين نكرد و با اين حال از دنيا رفت، در حبس خداوند باقى مىماند.[٢]
إِلَّا أَصْحَابَ الْيمِينِ: همه اين حالت را دارند، مگر كسانى كه جزو مؤمنين و متقين باشند و حق عبوديت خداوند را انجام دهند، كه در اين صورت در گرو خدا نيستند.
فِي جَنَّاتٍ يتَسَاءلُونَ: اهل يمين نه تنها در گرو نيستند، بلكه در باغهاى بهشت به سر برده و از مجرمين پرسش مىنمايند:
[١]. زمخشرى، كشّاف، ج ٤، ص ٦٥٤.
[٢]. طباطبايى، الميزان، ج ٢٠، ص ٩٦.