در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٨٧ - معناى توكل
و اما آنچه بايد در اين راه به عنوان هدف در نظر گرفته شود:
١. نجات از آتش جهنم و غضب خدا؛
٢. ثواب آخرت و نعيم آن؛
٣. و بالاخره مرحلهاى كه در آن هيچ رغبت و ميلى به دينى نداشته باشد، فقط خدا و لقايش او را مشغول سازد و لذتى منظور نظر او نباشد، تنها مستغرق در خدا باشد.
و در اين باره مطالبى است كه بايد در كتابهاى اخلاقى از آن بحث شود.
معناى توكل
آيه نه
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا؛ خداى مشرق و مغرب، معبود به حقى جز او نيست، او را وكيل خويشتن كن.
منظور از مشرق و مغرب كل عالم طبيعت است و كلمه «ربّ» بيانگر اين است كه نظامى در كل جهان حكم فرماست و محرّك و جهت دهنده و كنترل كننده آن خداست. معبودى كه به راستى معبود باشد جز الله نيست و بايد كارها را به او واگذار كرد و او را وكيل گرفت. خدا را وكيل گرفتن همان توكل به خدا كردن است كه در علم اخلاق بخش مفصلى را به خود اختصاص مىدهد، و از جنبههاى زير پيرامون آن بحث مىشود:
١. معناى توكل؛ ٢. فضيلت آن؛ ٣. درجات آن؛ ٤. آيا سعى و