در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤١٦ - برنامه هاى خودسازى پيامبر
اسرافيل است».[١]
او مطلب را با اين سخن تمام كرده است ما نيز اين بحث را به سورههاى ديگر و وقت ديگر وا مىگذاريم، زيرا تحقيق بيشترى مىطلبد و همين مقدار مىگوييم كه در آيه هر دو احتمال هست، اگر كسى سخن دوم را هم بگويد سخن غيرموجهى نگفته است، نهايت اين كه حمل كلام بر معناى اصلى و حقيقى اگر اشكالى نداشته باشد وجهى ندارد به معنى مجازى و كنايى حمل شود و هيچ دليل و محذور عقلى نداريم بر اين كه لفظ را به معناى حقيقى حمل كنيم. بله، اگر حمل لفظ به معناى مجازى به نحوى روشن باشد كه شنونده احتمال ديگر ندهد (مانند مثالهاى بالا) اشكال ندارد. ولى مورد بحث از آن موارد نيست.
برنامه هاى خودسازى پيامبر
در اين آيات شريفه خداوند با حبيب خود سخن مىگويد؛ آيات اول به اصلاح نفس و خودسازى پيامبر مربوط است و براى مهيا و آماده شدن او به تبليغ رسالت نازل شده است.
انسان موجودى است داراى استعدادهاى فراوان، قابل رشد و كمال و در عين حال مستعد براى سقوط و هلاك و اين رشد و كمال و به فعليت رسيدن استعدادهاى انسان امرى است اختيارى. از طرفى هر كس براى كارى كه در نظر گرفته مىشود، بايد به تناسب آن كار از توان و كاردانى و لياقت و شايستگى كافى برخوردارباشد و تلاش و
[١]. برسوى، تفسير روح البيان، ج ١٠، ص ٢٢٧.