در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٥٢ - معناى خوف
شركت ميكرديم و در شب وفات ايشان انتثار نجوم[١] شد. من آن وقت جوان بودم و پذيرش اين حرفها برايم مشكل بود. گفتم: آقا شما كه مرجع تقليد هستيد چرا اين حرف را ميزنيد؟ آيا ميدانيد اين حرف چه لوازمى دارد؟ ايشان نگاهى به من كردند و گفتند: آيا ايشان را ديده بودى؟ گفتم: خير. ايشان كمى با من صحبت كردند، ولى چون متوجه شدند كه من هنوز آمادگى پذيرش اين حرفها را ندارم، ديگر ادامه ندادند.
بعد يك آقايى به نام آسيد ابراهيم كمارى را كه از شاگردان مرحوم قاضى بود ديدم و پرسيدم: آقاى خوئى (ره) درباره آميرزا قاضى حرفهايى نقل كردهاند و گفتهاند كه هنگام وفات آميرزا، انتثار نجوم رخ داده است؛ ما نميتوانيم اين حرفها را باور كنيم. آيا شما خودتان آميرزا را ديده بوديد و در جلسات درسش شركت ميكرديد؟
جواب دادند: آرى، من ايشان را ديده بودم، ولى فقط در جلسه عوام ايشان شركت كردم؛ آن هم يك بار. من اصرار ميكردم كه ايشان اجازه بدهند به جلسه خواص شركت كنم، ولى ايشان ميفرمودند: شما فعلًا در همين جلسات عوام شركت كنيد. من هم يك بار در يكى از جلسات عوام ايشان شركت كردم و همين كه نشستم حالت گريه به من دست داد. ايشان صحبت ميكرد و من هم فقط گريه ميكردم. صحبت ايشان تمام شد، ولى گريه من قطع نشد. از جلسه بيرون آمدم، ولى ديدم باز هم اشك از چشمان من جارى است. عبا را بر سر
[١]. پراكنده شدن ستارهها.