در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٥٤ - معناى خوف
و ادراك ما نيست. ما فقط با مقام و جايگاه خداوند ميتوانيم رابطه برقرار كنيم. خداوند در جايگاه و مقام ربوبيت است. وقتى انسان خوب در اين مقام ربوبيت الهى تأمل كند و آن را درك كند و متوجه شود كه در محضر خداوند است و خداوند همواره ناظر رفتار و گفتار او است، خوف سرتاسر وجود او را فرا ميگيرد. اين خوف، خوف ممدوح است و با نوعى رجا و طمأنينه نفس همراه است. البته چنين مقامى با صرف فكر و تأمل حاصل نميشود. انسان بايد به مقامى برسد كه در آن مقام، عظمت و ربوبيت حق را با چشم دل ببيند. شخصى از حضرت على (ع) پرسيد: آيا خدايى را كه اطاعت ميكنيد ديدهايد؟ حضرت پاسخ دادند: «وَيلَكَ لَمْ أعْبُدْ رَبّاً لمأرَه» من هرگز خدايى كه نديده باشم عبادت نميكنم؛ «ما رَأيتُ شَيئَاً إلّا وَ رَأيتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ».[١] من در هر چيزى و همراه همه چيز و پيش از همه چيزها خداوند را ميبينم. اين اشياء، معلول هستند و خداوند علت. اگر كسى به عمق رابطه علت و معلول رسيده باشد، ميداند كه نميتوان معلول را بدون علت در نظر گرفت؛ علت و معلول با هم هستند. عظمت خداوند را نيز بايد با چنين يقينى ببينيم تا به مقام خوف برسيم و وقتى به مقام خوف رسيديم، دو جنّت و دو بهشت در انتظار ماست.
تا اينجا بنده عرض كردم كه خوف از مقام ربّ به معناى خوف از عظمت ربوبيت حق تعالى است. مرحوم طباطبايى، غير از عظمت
[١]. طبرسى، الاحتجاج، ج ١، ص ٤٩٣؛ صدوق، التوحيد، ص ١٠٩.