در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٥١ - معناى خوف
مناجات خمسة عشر، ١٥ مناجات است، با نامهاى مختلف: مناجات تائبين، مناجات شاكرين و .... مناجات سوم، مناجات خائفين است. خائف بودن جزء مقامات عرفانى است. عارف در سير و سلوك خود بايد مراحلى را طى كند تا به مقام خوف برسد: قدم اول يقظه است. بايد از خواب غفلت بيدار شود و بفهمد كه راه انسانيت راه ديگرى است. بعد از يقظه بايد توبه كند و بعد از توبه، مجاهدت و ورع و زهد و سكوت و ... تا به مقام خوف و حزن برسد. بنابراين، خوف، يك مقام است؛ آنهم يك مقام بلند عرفانى.
انسانها مختلف هستند. همانطور كه انسانها در امور بدنى و جسمى مختلفاند، در امور معنوى نيز متفاوتاند. عدهاى تحمل حتى پايينترين مراحل عرفانى و معنوى را نيز ندارند، ولى برخى در اوج قله معنويت و عرفان قرار دارند.
آميرزا سيد على طباطبايى معروف به قاضى، يكى از استوانههاى علم و معرفت بود. استادِ آقاى حكيم و آقاى خويى و آقاى ميلانى و آشيخ محمدعلى بروجردى و امثال اينها بود. او مجالس مختلفى داشت و همه كس را به هر مجلسى راه نميداد. مجالس عوام داشت، مجلس خواص و مجلس أخص الخواص نيز داشت. مثلًا آشيخ عباس على قوچانى در مجلس أخص الخواص ايشان شركت داشته است. البته من بعد از فوت ايشان به نجف رفتم و ايشان را نديدم. از آقاى خوئى (ره) پرسيدم آيا شما درس آقاى قاضى ميرفتيد؟ ايشان فرمودند: آرى ما