در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٤٤ - بعد هدايتى آيه؛ اصلاح خانواده
وَقُلْنَا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّة وَكُلَا مِنْهَا رَغَداً حَيثُ شِئْتُمَا.[١]
در نوع و مراحل زندگى، زوجه را با زوج متحد مىشمارد. همه انسانها را از يك نسل به شمار مىآورد و ميان سياه و سفيد، زن و مرد، نژاد ايرانى و اروپايى، هيچ تفاوتى قائل نيست مگر به تقوا و پرهيزكارى.
بنابراين جنبه هدايتى اين دسته آيات و آيه مورد بحث اين است كه مرد بداند كه بشرى است همسان و همرديف همسرش و از نظر انسانيت هيچ امتيازى بر يكديگر ندارند. اگر او خواستههايى دارد همسرش نيز خواستههايى دارد، اگر او تمايلات نفسانى دارد زنش نيز داراى اين تمايلات است، اگر مرد در خلقت داراى امتيازاتى است زن نيز از اين نظر از امتيازاتى برخوردار است و هيچ كدام اشرف از ديگرى نمىباشند. اگر واقعاً اين مسأله در عمق افكار انسان راه يابد و بداند شخصى كه در مقابل اوست انسانى است همانند او، ديگر نسبت به او خشونت و اعمال قهر نمىكند و طبعاً محبت و مودّت ميان آنان ايجاد مىگردد. اين كه برخى به خود حق مىدهند كه بر همسر خود حكومت كنند و به زن حق نمىدهند كه صاحب اختيار باشد، يا اگر مجتهدى نظر دهد كه اطاعت زن از مرد منحصر در مواردى است كه حقوق مرد رعايت شود متعجب مىشوند، بهخاطر اين است كه مؤدب به آداب قرآن نشدهاند و در سايه تعاليم قرآن زندگى نمىكنند.
جمله وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاء در حقيقت اشاره به اين
[١]. سوره بقره، آيه ٣٥.