در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٤٧ - هدف هاى اين سوره
نمو دادن و كمال بخشيدن است و اين يكى از نامهاى خداوند است و در اسلام اهميت شايانى داده شده است كه خداوند به عنوان ربّ يا ربّ العالمين شناخته شود.
رب به معناى «مالك»، «صاحب» و «مصلح» نيز آمده است؛ مانند ربّ البيت يعنى صاحب خانه.
٢. از صفت ربّ استفاده مىشود كه خداوند مالك و صاحب پيغمبر است، مالك و صاحب همه انسانها است، مالك و صاحب همه جهان است؛ نه به آن معنا كه هر مالدارى مالك اموال و هر ثروتمندى مالك ثروت است (مالكيت اعتبارى)؛ زيرا اين نوع مالكيت يك نوع قرارداد و اعتبارى بيش نيست، و نه به آن معنى كه هر صاحب فرزندى صاحب است و هر انسانى مالك خويشتن و مالك اعضا و جوارح خويش است؛ زيرا هيچ ممكنى از خود چيزى ندارد بلكه به او دادهاند و لذا از او خواهند گرفت: «أنْتُم الفُقَراءُ إلى الله». چيزى كه در ذاتش جز احتياج و فقر نيست چگونه مىتواند واجديتى از خود داشته باشد و مالك و صاحب گردد؟
به عبارت ديگر چيزى كه دادنى است گرفتنى هم هست و چيز گرفتنى اساس واجديت نمىشود مگر به نحو تسامح و تساهل، او مالك و صاحب است، همه چيز مملوك اوست: «إنّالله».
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
و نيز از «ربّ» مستفاد مىگردد كه او مصلح و مربى است؛ يعنى پروردگار و پرورش دهنده؛ ولى پرورش چه؟ از كلمه «عالمين» كه بعد از «ربّ» آمده است چنين فهميده مىشود كه او پرورش دهنده