در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٢٢ - رابطه فطرى انسان با خدا
فهماند كه يك خدا بيشتر وجود ندارد و آن خدا، خالق آسمان و زمين و همه عوالم و همه مشارق و مغارب است. خداوند، هم ربّ مشرق است و هم ربّ مغرب، پس چرا اين نعمتها را تكذيب ميكنيد؟
آيات نوزده الى بيست و يك
مَرَجَ الْبَحْرَينِ يلْتَقِيانِ* بَينَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يبْغِيانِ* فَبِأَي آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
دو درياى [تلخ و شيرين] را كه با هم برخورد دارند روان كرد [ولى يكديگر را تغيير نميدهند]. چرا كه ميان آن دو حائلى است كه به همديگر تجاوز نميكنند. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار ميكنيد؟
مَرَجَ در اينجا به معناى ارسال است. وقتى عرب اسبى يا گاوى را به مرتع ميبرد و در چراگاه رهايش ميكند، ميگويد أرسله يا مَرَجَه؛ يعنى آن حيوان را رها كردند.
خداوند نيز دو دريا در زمين رها كرده است و اينها با اينكه به يكديگر ميرسند و تماس پيدا مىكنند، مخلوط نميشوند و گويا يك مرزى بين آن وجود دارد. در آيه ديگرى نيز اين مضمون آمده است. وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَينِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَينَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا[١]؛ و اوست كسى كه دو دريا به هم پيوست، اين يكى شيرين و گوارا و آن يكى شور و تلخ است، و ميان آن دو مانع و حائل جداكننده قرار داد.
[١]. سوره فرقان، آيه ٥٣.