در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٢٠ - رابطه فطرى انسان با خدا
اما اگر از رَبَى اخذ شده باشد به معناى پرودگار است. عدهاى ديگر گفتهاند بين رَبَبَ و رَبَى تفاوتى نيست و هر دو به هر دو معنا آمده است.
مشرقين و مغربين
ما معمولًا در شمارش جهاتِ زمين، از يك مغرب و يك مشرق سخن ميگوييم، ولى خداوند در اين آيه از دو مشرق و دو مغرب خبر داده است. مفسران در معناى آن اقوال مختلفى آوردهاند. بعضى گفتهاند منظور، مشرق و مغرب خورشيد و مشرق و مغرب ماه است.[١] عدهاى نيز گفتهاند مشرق و مغرب متفاوت است. جايگاه طلوع و غروب خورشيد در تابستان و زمستان متفاوت است. محل طلوع و غروب خورشيد در هر روز عوض ميشود و كمى با روز قبل فرق مىكند. اما اگر به صورت كلى حساب كنيم، خورشيد در ابتداى تابستان به نهايت ميل شمالى خود ميرسد و از رأس السرطان طلوع ميكند و در ابتداى زمستان به نهايت ميل جنوبى خود ميرسد و از رأس الجدى طلوع ميكند. خلاصه اينكه محل طلوع و غروب خورشيد در زمستان و تابستان فرق ميكند. به همين مناسبت، در آيه، به دو مشرق و دو مغرب تعبير شده است. عدهاى هم گفتهاند مشرق يعنى جايى كه نور آفتاب ميرسد و مغرب جايى است كه نور آفتاب نميرسد.
معناى آيه هر چه باشد، منظور اين است كه خداوند ربّ العالمين است. نعمتهاى خدا منحصر به تعليم قرآن و خلقت انسان نيست، بلكه او آفريدگار همه عالم و همه مشارق و مغارب است.
[١]. همان، جزء ٢٧، ص ١١٨.