یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩ - دولت - فلسفه اجتماعی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ١١٩
فیلسوفان حاکم و حاکمان فیلسوف- نیست، در عموم مردم است؛ گناه طبعاً کم میشود و جرم به حداقل نقصان مییابد، همچنانکه در عهد رسولاکرم و حضرت علی افرادی مجرم مثلًا سارق [خود اقرار میکردند،] مانند داستان غلام سیاه و یا زانی و زانیه مثل داستان زنی که خدمت مولی آمد و گفت: «طهرنی» و یا مردی که خدمت رسولاکرم آمد و اقرار به زنا کرد (شرح لمعه).
در کتاب مکتبهای سیاسی، ذیل «لنینیسم» نظر لنین را درباره دولت چنین بیان میکند:
دولت محصول غیر قابل آشتی بودن طبقات و مظهر خصومت طبقاتی است. وجود دولت به خودی خود ثابت میکند دشمنیهای طبقاتی غیر قابل رفع است و سازش بین انسان امکان ندارد. دولت آلت استثمار طبقات ستمکشان است و قدرتی است که از جامعه برخاسته ولی خود را مافوق جامعه قرار داده [١] و بیش از پیش از آن جدایی گرفته است. از صفات ممیزه دولت یکی دستهبندی و تقسیم رعایای دولت است براساس تقسیمات ارضی و دیگر تأسیس نیروی مسلح است.
وجود نیروی مسلح، خود دلیل شکاف بین طبقات اجتماعی مردم است و نیز جلوگیری دولت از مسلح شدن تمام مردم، خود دلیل بر وجود طبقات متخاصم و وجود حالت دشمنی و آشتیناپذیری بین طبقات مردم میباشد.
از نظر ما- همانطور که در مقاله «حکومت و ولایت» علامه طباطبایی آمده است- ممکن است دولت مظهر آشتی گروههای متخالف و احیاناً متخاصم باشد. نسبت دولت به جامعه از قبیل نسبت صورت است به ماده مرکبه. البته اجزاء ماده چنانکه میدانیم با
[١]. مظهر از خودبیگانگی جامعه